- تامیلا -
آسف. لأنك ِ حزینةویدايبعیدتان
متاسفم ، بهخاطراینکهغمگینیودستانمدوراست .
اشکهاراپشتِ ؛ لبخندیمخفیمیکنیم
کهخیلیدردمیکند ؛ وهیچکسنمیفهمد ..
مارا ؛ دردِهمیننفهمیدنمیکُشد ؛ نهزخمها !'
- جنابِشاملو -
- تامیلا -
ازآدماییکهخودشونُمیگیرن ؛ متنفرم .
ازآدماییکهوقتیبهیهجایگاهیمیرسن ؛ گذشتهشونُیادشونمیره ؛ متنفرم .
- تامیلا -
ازآدماییکهوقتیبهیهجایگاهیمیرسن ؛ گذشتهشونُیادشونمیره ؛ متنفرم .
ازآدماییکهتارفیقِجدیدپیدامیکنن ؛ رفیقِقدیمیشونُفراموشمیکنن ؛ متنفرم .
- تامیلا -
ازآدماییکهتارفیقِجدیدپیدامیکنن ؛ رفیقِقدیمیشونُفراموشمیکنن ؛ متنفرم .
ازآدماییکهبهرفیقامنزدیکمیشن ؛ متنفرم .