- تامیلا -
دوسشداری؟
اینیهسوالِروانشناسیِ ؛ کهبدونِبردنِ
هیچاسمیمیادتوذهنت ..
اِذجَاءوکُمْمِنْفَوْقِکُمْوَمِنْأَسْفَلَمِنْکـُموَإِذْ
زَاغَتِالْأَبْـصَارُوُبَلَغَتِالْقُلُوبُالْحَنَاجِرَوَ تَظُنُّونَبِاللَّهِالظُّنُونَا .
- تامیلا -
اِذجَاءوکُمْمِنْفَوْقِکُمْوَمِنْأَسْفَلَمِنْکـُموَإِذْ زَاغَتِالْأَبْـصَارُوُبَلَغَت
- پسچونمشکلاتازبالاوپایینآمدند ؛ و چشمهایتازوحشتفرورفتندوتمامِ وجودتلرزید ، گفتمکمکهایمدرراهاست
وچشمدوختمکهببینمباورممیکنی ؛ امابهمنشکداشتی .
[ سورهاحزاب ؛ آیه۱۰ ]
- تامیلا -
" دوسِتدارم " جملهایِکههمیشهوردزبونمه .. هرچند ؛ برایِوجودِباارزشِتوکمه!-
داشتنِرفیقمجازی ؛ اینشکلیِکه :
درعینحالیکهقلبامونبههمنزدیکه ؛ اما
دوربودنِدستامونغممُگینمیکنه ..
اینکهنمیتونیمبهجبرانِتکتکشبایِ
غمآلودیکهکنارهمبودیم ؛ همدیگهرودرآغوشبکشیمواقعاعذاب آوره (: !
اینکهبعضیازرفیقامدارن
مزدوجمیشن ؛ باعثمیشهعمیقا براشونخوشحالباشم ؛ درعینحال عمیقاغممگینبشه(: *
- تامیلا -
بهقولِحاجآقامعروفهکهمیگفت :
آدمحسابیباشید ؛ آدمحسابیا ؛ دنبالدیدهشدننیستن
منازاینمنبرکهبیامپایین ؛ کلیادمدورمجمعمیشه ؛ یکیمیگه
حاجیخیلیخوبحرفزدی ؛ یکی میگهحاجیصداتخیلیخوببود ؛ یکی میگهحاجیروضهتخیلیقشنگبود
بعدازنیمساعت ؛ یکساعت
همهمیرن ؛ همهیِاوناییکهدورمبودن میرنُمتفرقمیشن
وقتیکهتنهامیشمحسینمیمونهبرام
مهماینهحسینبگه ؛ منبرتخوببود ؛ حرفاتقشنگبود ؛ وگرنهتعریفبقیهبهدردنمیخورهکه ..
منیهدخترکوچولوییدارم .. اسمشزینبه
وقتیزینبِمانوزادبودخواهرِمنمیاد دیدنش ؛ دخترکوچولویِ مابغلمادرشبودکهخواهرمگفت
اونبچهروبدهمنیکمقربونصدقهشبرم بچهروکهبغلمیکنهُقربونصدقهشمیره
بچهمیزنهزیرگریه ؛ اینیعنینوزاد ؛ بهمحبتهیچکسجزمادرشنیازنداره
بهقربونصدقهیهیچکسجزمادرشنیاز نداره
بچهها ؛ بهمحبتِ هیچکسنیازنداشتهباشید
تشنهیِمحبتحسینباشید ..
نونِکپکزدهغذایِآدمه؟ ؛ نه
حالانونِکپکزدهغذایِآدمِ قحطیزدهست؟ آره ؛ آدمِقحطیزدهسنگممیخوره ؛ نونِ کپکزدهکهچیزینیست
بچهها ؛ قحطیزدهیِمحبتِحسینباشید
بخداکهفقطحسینمیمونهبراتون
حسینهکهتهشبغلتونمیکنه ؛ میگهبازبا
خودتچیکارکردی؟
بچهها ؛ دنبالحسینبرید ..
خواستمبگم ؛ آقایِامامحسین
ماقحطیزدهها ؛ جزشماکسیُنداریم
ماقحطیزدهیِمحبتشماییم ؛ نگاهتونُازمانگیرید ؛ دستمونُرهانکنید
کهجزشماکسیُنداریم ؛ تصدقتونشم
یهوقتاییانقدرقشنگماروغرقِدر محبتتونمیکنید ؛ کهخودمونم باورمونمیشهگناهنکردیم
آقایِامامحسین ماآدممعمولیایِقحطیزده ؛ پرازخوردهشیشهایم .. دورتونبگردم
بههارتُپورتموننگاهنکن ؛ مابدونِ شماهیچینیستیم .. [ تصدقتونشم ]
چتایِقدیمی ؛ شاتایِقدیمی ؛ عکسایِ قدیمی ؛ تماسایِقدیمی ؛ پیامکبازیایِ قدیمی ..
همشونباعثمیشهبرایِبارهزارم بغضکنم(:
- تامیلا -
نوافذُالحَـنین ؛ تُفتحلیلاً .
- پنجرههایِدلتنگی ؛ شبهابازمیشوند!