- تامیلا -
برایِشبهایِجمعهایکهیادآورِآقاجونِ*
یادآورِکمیلخوندناش ؛ نوکریاش
یادآورِموهایِسفیدشکهتودمُدستگاهشما
سفیدشد ، باباحسین!
- درواقعهمهیِمادلمونمیخوادگمبشیم ،
نهچونحسِگمشدنقشنگه ؛ نه!
چوندلمونمیخوادبدونیمیکیهستکه پیدامونکنه ..
گفتهشدهکهپسازبوسه ؛
مقداری " DNA " شخصبرایمدتی
رویسطحیکهبرآنبوسهزدهشده ؛
باقیمیماند :)))))))))))
* همینقدردلبر
- تامیلا -
- تیکهیِفیلم - [ لحظهیِگرگُمیش ]
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- تیکهیِفیلم -
[ لحظهیِگرگُمیش ]
راستشوقتیمیبینمرفیقام ؛ رفیقایِدیگهایدارناحساسِتنهاییِخیلی زیادیمیکنم ..
دستِخودممنیست !
- مترسکرادارزدند ، بهجرمِدوستی باپرنده!
کهمباداتاراجِمزرعهرابهبوسهای فروختهباشد ..
راستمیگفتسهراب
" اینجاقحطیِعاطفهاست "
نهکسیمنتظراست
نهکسیچشمبهراه
نهخیالِگذرازکوچهیِماراداردماه
بینِعاشقشدنوُمرگ ، مگرفرقیهست؟
وقتیازعشقنصیبینبریغیرازآه ..
- فریدونِمشیری -