آدمها ؛ زودخستهمیشوند
امادیرجامیزنند ..
کارینکنیدجازدنِآدمها ، باخستهشدنشان
همزمانشود .
پدرُمادرِگرامی ؛ لطفاعقدههایِخردسالیِتانراسرِفرزندانِ خویشخالینکنید ، شمانسبت بهآنهامسئولید ..
نمیدونم ؛ شایداونآیندهایکهخانجوناز سنگینیِغماُتاریکیِابراشحرفمیزدُ میگفتخیلیمنتظرشنباشم ، وُازهمینلحظههاماستفادهکنم
رسیده .
- تامیلا -
کسیازغمحرفزد؟
اینقطعهروبهشمعرفیکنید ..
شمامیتونیجنونُتویِتکتکنُتهاشپیدا کنیُازشدتِدلتنگیغرقشبشی
نویسندههاانسانهایِترسناکیاند .
گاهآنهاازکنارتبهراحتیعبورمیکنند ؛ نامترابهزباننمیآورند ، اینگونهاندکه اصلااهمیتیبرایشاننداری ؛ اماهمیشه
یکتوعهمجهولدرنوشتههایشانآرامراه میآید .
کهتو ؛ همانتویِناپیدایِمنی !
وقتیبرایِکسیهدیهمیگیرم ؛ وبعدامیبینمکهدارهازاوناستفادهمیکنه
واقعا [ ینسنمسسنمستیینثنسنس ] میشم