هدایت شده از دختریکهرهایشکردی.
آدم هایِ بیمعرفتی هستیم!
زود برایِ هم تکراری میشویم، زود از هم خسته میشویم. انگار عاشق شدن را یادمان ندادهاند، پای حرف ماندن را، وفاداری را یادمان ندادهاند. اولش برای به دست آوردنِ هم، به هر دری میزنیم، به هم که رسیدیم مقایسه میکنیم، دنبالِ عیب هایِ هم میگردیم و راحت از هم سیر میشویم. انصافا که آدم های بیاراده و سردرگمی هستیم. به حرف و قول هایمان هیچ اعتباری نیست. ما یک مشت بازندهایم که انتقامِ نداشته هایمان را از رابطه ها و آدمهای بیگناه میگیریم.
هدایت شده از دختریکهرهایشکردی.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝗙𝗮𝗰𝘁:
دخترها قابلیت این رو دارن که بعد از کaت کردن، همون دختری که آرزوش رو داشتی بشن و بعدش دیگه هیچوقت قرار نیست دستتون بهش برسه.
شاید یه روز وقتی یه آهنگ از خواننده مورد علاقهام شنیدی دلت برام تنگ شد، شاید یه روز که داشتی توی خیابون قدم میزدی و اسم من رو از زبون یه غریبه شنیدی دلت برام تنگ شد، شاید یه روز که تنها بودی و دوست داشتی یکی بخندونتت و تو رو از اون حال و هوا دربیاره به یاد من بیفتی، شاید یه شب سر عقل بیای و بفهمی من چقدر برات فرق داشتم، شاید اون روز دوباره متوجه بشی چقدر زندگیت من رو کم داره ولی اون موقع دیگه من نیستم.
من هنوز باور دارم که بعضی دوست داشتنها تموم نمیشن، فقط آدمها دیر میفهمن چه کسی واقعا دوستشون داره و وقتی میفهمن که معمولا خیلی دیر شده.
از دست دادن من سخت نیست.
سختی ماجرا از روزیه که بخوای برگردی و بفهمی دیگه چیزی مثل قبل منتظرت نیست.
بعضی آدما همیشه فکر میکنن هروقت اراده کنن همه چیز از همون جایی ادامه پیدا میکنه که رهاش کرده بودن.
فکر میکنن همیشه یه فرصت دیگه هست، همیشه یه بخشش دیگه، همیشه یه اشکالی نداره دیگه هست.
اما زندگی اینطوری نیست.
بعضی درها فقط یه بار باز میشن، بعضی دلها فقط یه بار با تمام وجود اعتماد میکنن، و بعضی فرصتها وقتی از دست برن دیگه هیچ راهی برای جبرانشون وجود نداره.
امیدوارم وقتی قدر بعضی چیزا فهمیدین، هنوز دیر نشده باشه؛ چون بعضی رفتنها، راه برگشت ندارن.
اتفاقا اونی که خیلی راحت کسی که دوستش داشت رو دیگه دوست نداشت من بودم؛ اونی که خیلی جاها میبخشید و دیگه نبخشید من بودم، اونی که ترس از دست دادن داشت ولی با تموم اون ترسها آدمها رو رها کرد من بودم، اونی که قوی نبود ولی ادامه داد چون مجبور بود هم من بودم، من همیشه صبر میکنم، تلاش میکنم، میمونم ولی وقتی حس کنم بیش از حد آسیب دیدم تیکههای خودم رو برمیدارم و دور میشم و دیگه نمیشناسمتون.