eitaa logo
چای طرح دار ☕️🎨
43 دنبال‌کننده
292 عکس
97 ویدیو
4 فایل
چای زندگی رو جرعه جرعه بنوش و هنر زندگی کردن رو یاد بگیر🫂❤️ ما به این دنیا اومدیم زندگی کنیم✨️ من اینجام👇🏻 @Hasti_ya1
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یکم خراب شد (کردم❌️ شد✅️) ولی دوسش دارم
https://eitaa.com/leteeralu/8884 داشتم درس میخوندم مثلا (چنلایی که توشون عضوم رو نگاه میکردم) و یهو دیدم نقاشیم اونجاست و حقیقتا شوکه شدم فدای محبتت بانو
راست میگفتن که درست شدن سین ایتا معذب کننده ست
هدایت شده از ♧یوحَنّا♧
♧♧♧ دومین روز از ماهِ مقربِ سرخ "پیش از آغازِ نبرد..." ♧برای ناتالی عزیزم،♧ این سطرها شاید آخرین سخنانی باشند که از دل من به سوی تو روانه می‌شوند؛  شاید آخرین نامه‌ی من باشند،  آخرین تپش قلمی که نامت را بر کاغذ می‌نگارد،  و آخرین وداع دلداده‌ای که تمام جانش را در نگاه تو بر زمین نهاده است. ناتالی ارزشمند من،  روشن‌ترین پاره‌ی عمرم،  ای محبوب من... پس از این نبرد،  نه من می‌دانم که آیا بار دیگر روشنای صبح را خواهم دید،  و نه تو می‌دانی که آیا گام‌های من باز به  سویت بازخواهد گشت.  آینده در مهی تیره فرو رفته است،  و سرنوشت، شمشیر برهنه‌اش را بر فراز نام ما گرفته. اگر اختیار با من بود،  زمین و زمان را از نو به هم می‌دوختم،  قلبم را از سینه برمی‌کشیدم،  در میان دستان خود می‌نهادم  و به پیشگاه خدای بزرگ تقدیم می‌کردم؛  و از او، با تمام فروتنی و جان‌سوزی ممکن،  می‌خواستم که تو را  در پناه مهر خویش نگاه دارد  و سایه‌ی بلا را از جان نازنینت دور سازد... اما چنین نیست.  من تنها یک شوالیه‌ام،  با دلی که از دوری تو می‌لرزد  و با سینه‌ای که پیش از تیغ دشمن  از شوق نام تو شکسته است. پس دعایم را بپذیر،  که اگر در میانه‌ی کارزار  تنم به خاک و خون آغشته شود  و زخم نبرد بر پیکرم گل کند،  باز هم از دعا بر جان تو دست نخواهم کشید؛  باز هم نامت را از میان خون و غبار  به آسمان خواهم فرستاد،  و از پروردگار خواهم خواست  که تو را نگاه دارد...  که تو را از گزند مرگ،  از سیاهی اندوه،  از فراموشی روزگار  در امان بدارد... و اگر تن من پاره‌پاره شود  و هر پاره‌اش در گوشه‌ای از میدان فرو افتد،  باز هم بندبند وجودم  فدای تو خواهد ماند،  ای عزیزکرده‌ی قلبم...  چرا که من پیش از آن‌که تیغ در مشت گیرم،  دل به چشمان تو باخته‌ام. پس اگر من بازنگشتم  و تو به خانه بازگشتی  و از من جز خاطره‌ای لرزان بر جای نمانده بود،  به یاد چشم‌هایم باش؛  آن چشم‌ها که تا واپسین دم،  تو را می‌جستند  و در هر لرزش باد  نشان تو را می‌طلبیدند... قلب‌های به‌هم‌پیوسته‌مان  و روح‌های درهم‌تنیده‌مان را فراموش مکن،  و تا زمانی که در این جهان  نفسی در سینه‌ات جاری است،  روح مرا در رگ‌های جانت زنده نگاه دار...  که روح شکسته و بی‌قرار من  تنها در آغوش تو  آرامش خواهد یافت. اگر من در این نبرد فرو افتادم،  اگر نامم در گرد و غبار تاریخ گم شد،  اگر روزگار مرا از آستانت ربود،  باز هم یقین دارم  که عشق تو  آخرین چراغ جانم خواهد ماند. جسم و روحم به فدایت... شیفته‌ی چشمان تو، ♧گارتروس: شوالیه‌ی گارد سلطنتی♧ ♧♧♧
هدایت شده از زوربای یونانی.
من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا، آن جام جان‌افزای را، برریز بر جان ساقیا، بر دست من نِه جام جان، ای دستگیرِ عاشقان، دور از لبِ بیگانگان، پیش‌آر پنهان ساقیا.
هدایت شده از Hiori_art🎭✨
یه پیشی هم این وسط دارم میکشم‌‌(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠) @hiori_art