:جملاتی که توی زندگیم میخوام فقط به یکی بگم
و تو صاحب زیباترین چشم ها هستی.
از گل و ماه و پَری ، دَر چشم من زیباتَری.
تو به قلبم یاد آوری میکنی بتپه.
:
من بلد نیستم یادت نیوفتم، خودت یادم نیا.
کلی بغل بهم بدهکاری ، کِی میای بدهیتو صاف کنی؟
:
نمیدونم دوستداشتن برای شما دقیقاً چه تعریفی داره، اما برای من، «غیرقابل تحمل بودنِ دوری و بیخبری از یه آدم» معنیِ دقیقِ دوستداشتنه.
تو پیامک ِواریزی روزای فقر منی.
خلاصه که از خوب ِ خیلیا ، خیلی بهتری.
تو همان تافتهای که از همه جدا بافتمت.
وسطقلبم؟! تو خود قلبمی بچه.
تقويمه من يه ماه داره، اونم تویی.
بقیه اسممو بلدن این بچه قِلقمو.
تنها دوم شخص مفرد منی.
من عاشق ماهم ، تو ماهِ منی.
توازتمومزیباییهایجهانیکپلهزیباتری.
من عاشق آبیم ، تو آبی منی.
از همه بهترون ِمن : )
ماه از خورشید قشنگ تره، شب از روز، بارون از برف، پاییز از زمستون، دریا از جنگل، تو از همشون.
تو فقط چارهی هر دردی وعدهی بی برو برگردی و برمیگردی
دوری بین منو تو، دوریِ ماهی و دریاست.
ماه قشنگِ من ،
سالهاست که رفاقتت پناه دلم بوده ؛ همون رفاقتی که توی تلخیِ این روزا ، با خندههامون شیرین شده . .
مرسی که تو اوج غمام، خنده مینشونی روی صورتم و وقتی کنارتم ، تموم درد و غمام از یادم میره . .
چقدر خوبه که هستی ✨
دلم میخواد وقتی پیاممو خوندی یه لبخندِ عمیق بزنی ،
چون لبخندات عجیب قشنگنا (:
تولدت مبارک، ماه خوشخندهی من 🤍 ! '
آب و نون چیه !؟ قـد هوا لنگتم
قربون چشات برم ؛ باشه:)؟
من مالِ تو، تو مالِ من چه عدالت قشنگی ִֶָ
خوشگلیات دیگه داره کار دستم میده عزیزم.
میشه تو بخندی منم برا خندیدنات بمیرم.
ذوق چشات از ستاره های آسمونم قشنگ تره.
و در هر پیشامد بد، تو همیشه پناه منی.
تو توی قلبم نبودی ، خوده قلبم بودی.
صدای زندگی میده خنده هات ، بخند:)
The Enduring Word
https://abzarek.ir/service-p/msg/3650948 #ناشناس_مالک
ناشناس میزارم همین الان
تا ۸ فقط
کویر نشه...
The Enduring Word
#عاشقی_درعمارت_ارباب #پارت145 💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞 * سارگل* با صدای ارباب که سعی در بیدار ک
#عاشقی_درعمارت_ارباب
#پارت146
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞
💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞🔗💞
خان : میدونم داری به چی فکرمیکنی؟
خب شما که حالا میدونید میشه برای کارتون توضیح بدین.
خان : از اولم این دختره به دلم نشسته بود اگرم مخالفت میکردم بخاطر حرف مردم روستا بود ولی مشخصه خیلی دختر خوبیه و انگار روی توهم تاثیر گذاشته .
حالام برو تو نمیخواد وایسی اینجا فقط مراقبش باش عین یه فرشتس که خدا گذاشته وسط زندگیت.
سرمو تکون دادم و چیزی نگفتم خیلی ذهنم درگیر حرفاش شد ، ولی حس خوبی داشتم .
خان : از این به بعدم نمیخواد نه تو نه هیچ کس دیگه منو خان صداکنه فهمیدی؟
خیلی فرق کردید برام غیرقابل باوره.
*سارگل*
با کمک مریم بانو وارد اتاقم شدم دوش کوتاهی گرفتم و بیرون اومدم ، فعلا خبری از مینو نبود میترسیدم از اینکه دوباره اتفاقی بخواد برام بیفته با صدای در به خودم اومدم ، بله بفرمایید ؟
خان : سلام دخترم.
یه دفعه با دیدن خان هول کردم ترس بدی وجودمو گرفت ، سلام.
خان : نترس لولو که نیستم.
بعدم با صدای بلند خندید از خندش منم لبخند ریزی زدم ، بفرمایید بشینید.
خان : از این به بعد راحت باش منو بابا صداکن ، دیگه نمیزارم اتفاقی برات بیفته تو فقط خیلی از خودت مراقبت کن.
چشمام بیشتر از این گرد نمیشد این حرفا از خان بعید بود.
ارباب : چشانو اونجوری نکن بابا جدیدا خیلی عوض شده.
یه دفعه بی هوا گفتم : خییلی...
https://eitaa.com/joinchat/862127545C61d8d75e01