سوگند
#قسمت_چهل_هشت
راهشو کج کرد و رفت
+ اوکی تو آدم
برگشت به سمتم و بازم اخم کرده بود ، اینم همش اخم میکنه کار دیگه ای بلد نیست !!
+ چیه چیز بدی گفتم
- واقعا باید نشونت بدم که لج کردن با من عواقب خوبی نداره ؟!
+ نه نیازی نیست
- فکر کنم هست که شاید آدم بشی
+ گفتم که فرشته ها آدم نمیشن
پوزخندی روی لبش نشست : پرویی بیش از حد ، دنبالم بیا
+ فکر کردی میترسم و نمیام ؟!
- نه اصال مگه تو میترسی ؟
بدون هیچ حرفی رفتم کنارش : نخیر ! کجا باید برم ؟!
با دست به بیرون اشاره کرد : بیرون کنار ماشین
+ باشه
با قدم های محکم از خونه بیرون رفتم و کنار ماشین ایستادم مهرابم دنبالم اومد
در ماشین و باز کرد و روی صندلی راننده نشست : بیا بشین !
در عقب و باز کردم و نشستم ، نه به دیشب که چه ترسی داشتم !!
نه به الان که انقدر محکم نشستم و ترسی ندارم
جلل خالق !!
من چرا انقدر عجیب و پیچیده ام ؛
مهراب ماشین و روشن کرد و از خونه زد بیرون ، خیلی آروم حرکت میکرد
از پنجره به بیرون نگاه کردم هوا کم کم رو به تاریکی بود دست به سینه به صندلی تکیه
دادم و خیلی پنهانی به مهراب نگاه میکردم
از داخل جیبش پاکت سیگاری بیرون اورد و یه نخ اش و روشن کرد و مشغول کشیدن
شد
♡- - - - - - -‹🌾🌝›
سوگند
#قسمت_چهل_نه
دود سیگار تمام فضای ماشین و پر کرده بود و با شالم جلوی بینی ام و گرفتم و شیشه
رو پایین اوردم
و چند تا نفس عمیق کشیدم تا راحت بشم
+ مرض داری تو ماشین سیگار میکشی ؟!
- تو بی جنبه ای وگرنه عادت منه
خدایااااا ! بزنم دهنش و صاف کنم ، آخه خفه شدن اونم با دود سیگار چه ربطی به بی
جنبگی داره ؟!
مهراب از داخل آینه نگاهی بهم انداخت و پوزخندی زد
نیست و نابود شی من راحت شم .
برای من پوزخند میزنه
خیلی قیافه اش به دل میشینه با اون پوزخند احساس شاخی میکنه
بیشعور ، براش متاسفم .
- نمیخوای بدونی کجا میریم ؟
+ نه
- چه شجاع شده خانم
+ بودم تو چشم دیدنش و نداشتی
- بله شما درست میفرمائید
از تک تک کلماتش توهین میبارید .... ؛
انقدر حرصم میداد این بشر .
تا رسیدن به جایی که مهراب میرفت حرص خوردم . قشنگ موهام مثل دندونام سفید شد
.
مهراب هی از داخل آینه نگاهم میکرد و پوزخند میزد و پشت سر هم سیگار دود میکرد
حرص منم که میدید انگار میلیون میلیون تو حسابش پول میریختن اونطوری ذوق میکرد
.
حیف که نتونستم و نمیشد وگرنه کله اش و میکوبیدم به سقف ماشین راحت میشدم ولی
اگر این کارو میکردم خودم با ماشین و خودش نابود میشدیم
♡- - - - - - -‹🌾🌝
سوگند
#_پنجاه
حالا مهراب هیچی !!
ماشین گرونه . منم از ماشین با ارزش تر و گرون تر و کمیاب تر
پس بیخیال !! خودم مهمم ، بزار مهراب هر کاری میخواد بکنه من خودم و بی توجه
نشون میدم .
) 2 ساعت بعد (
دو ساعت میشد تو ماشین نشسته بودم و مهراب همینطوری رانندگی میکرد
هوا تاریک شده بود و بیرون از شهر تو بیابون بودیم حکمت کار مهراب و درک
نمیکردم .
حالت تهوع گرفته بودم از بس داخل ماشین نشسته بودم
مهراب دوباره یه نخ سیگار و روشن کرد که صدای اعتراضم بلند شد : حالم و بد کردی
بسه دیگه چقدر سیگار میکشی چرا یه جا نگه نمیداری ؟!
- چیه خسته شدی ؟
+ آره حالمم خوب نیست
- پاکت بدم ؟
+ خیلی انسان پستی هستی میدونستی !! یه جا نگه دار میخوام پیاده بشم
- صبر کنی میرسیم
صبر ایوب میخواد . من که میدونم از لج منم شده طولش میده
ولی بیخیال شدم شاید واقعا زود رسیدیم .
سرم و از پنجره بیرون بردم و چند تا نفس عمیق کشیدم
چقدر شب بیابون ترسناک بود
خیلی یهویی مهراب زد به جاده خاکی ، سر جام نشستم و گفتم : چرا میزنی به جاده
خاکی ؟!
- ببند یه لحظه اون دهنتو بزار حواسم به جاده باشه
عجبا !!
♡- - - - - - -‹🌾🌝›
۲۰ پارت خدمت شما
اگه نشد بزارم
بعضی از پارت ها یکمی مشکل داره
نگاه که کردم چند تا پارت به یک شماره گذاشتم .
ببخشید
امروز نه ولی تا فردا درست میشه.
خود متن پارت ها هیچ مشکلی نداره .
و اینکه یک نکته
خیلی از دوستان دارن کپی میکنند و فکر میکنند ما متوجه نمیشیم .
دوستان همانطور که نوشته شده کپی ممنوعه فقط همراه با لینک کانال مجازه
تکرار ببینم با کمال احترام گزارش میکنم .
با تشکر 🙏🏻
بچه ها اگر نت ها قطع شد و نشد فعالیت کرد لطفا شرایط رو درک کنید و لف ندید.
The Enduring Word
https://abzarek.ir/service-p/msg/3650948 #ناشناس_مالک
بیاین حرف بزنیم...
لطفا لطفا کویر نکنین
دوستایی که میان توی ناشناس پشت سر یه خواننده حرفی میزنن و ...
دوستان من فن خواننده خاصی نیستم و خواننده های مورد علاقه زیادی دارم و طرفدار خواننده ای که گفتید نیستم ولی یادگرفتم که به علاقه کسی توهین نکنم . و به همه احترام بزارم ...
کاشکی اینو یاد میگرفتن بعضی ها ...
با تشکر