eitaa logo
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
401 دنبال‌کننده
441 عکس
1.2هزار ویدیو
195 فایل
جایی برای دل های خسته...🎼 جایی که میتونید موسیقی رو با تمام وجود درک کنید...🎤 جایی که احساسات صحبت میکنند...🗣 به یاد اون شبی،که با گریه موزیک گوش دادیم🤞🏿 🖋-اصکی؟ در شان شما نیست، فقط و فقط با ذکر منبع قابل استفاده است.🤍 🖋-فوروارد؟ با کمال میل.❥...
مشاهده در ایتا
دانلود
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 روی تخت نشستم و گفتم + من کنار تو نمیخوابم آرنجش و روی چشمش گذاشت و دست دیگه اش و روی بالشت دراز کرد - من که از جام تکون نمیخورم خواستی رو دستم بخواب،نخواستی هم...حرفی ندارم! با خنده جمع و جور تر نشستم و به در و دیوار زل زده بودم صدای شر شر بارون خیلی لذت بخش بود نگاهی به مهراب خوش خواب انداختم...کله خراب چه زود خوابش میبرد نفسمو و کالفه بیرون دادم و بالشت و برداشتم چرا اون بخوابه من نخوابم؟ باید همه جا عدل و برابری باشه. آروم شمارش کردم تا نقشه شوم رو عملی کنم هنوز شماره سه از دهنم بیرون نیومده بود که مهراب بلند شد و تو یه حرکت خیلی حرفه ای بالشت زیر سرش و مثل پتک تو سر من مظلوم زد منم خیلی سبک روی تخت ولو شدم 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 صدای قهقهه مهراب بلند شد و بین همون قهقهه چندشش گفت - کور خوندی ورپریده این دفعه باختی! گوشه لبم و گاز گرفتم و آروم بلند شدم + بیشعور من که کاریت نداشتم - آره جون خودت برو روی یکی دیگه رو سیاه کن بالشت و با حرص بغل گرفتم و با مظلومیت گفتم + خیلی بدی مهراب ترسیدم با خنده لپم و کشید - من بدم؟ یعنی شما که میخواستی بترسونیم و از مثال خوابم بیدار کنی بد نبودی؟ خنده ام گرفت و موفق هم نشدم جلوش و بگیرم + خب من که کاری نکردم آقا خان االن حرف در مورد کار شماست بالشت و گرفت و دوباره روی تخت دراز کشید و آرنجش و روی بالشت گذاشت + مهراب اذیتم نکن میخوام بخوابم دستمو و محکم کشید و کنار خودش خوابوند - همینجا بخواب جات خوبه + مهراببب نمیخوامممممم دوباره خواستم بشینم که محکم بغلم کرد. - میزنمت اگر تکون بخوری خود دانی از یه طرف خنده ام گرفته بود از یه طرف حرصم جام راحت بود ، بیخیال لجبازی چشمام و بستم تا بخوابم و سریع تر از چیزی که فکر میکردم خوابم برد... * * • 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 ( مهراب ) دستی بین موهای سوگند کشیدم ، خواستنی تر از چیزی بود که فکر میکردم تک تک صورتش و از نگاهم گذروندم حرفای مادرش تک تک تو ذهنم مرور شد سوگند کی من بود؟ امانت یا... (دو سال پیش ) چایی روی میز گذاشتم و جلوی نسترن خانم نشستم صورت مهربونش قرمز شده بود + چیشده نسترن خانم؟ مشکلی پیش اومده سر زده اومدید اینجا؟ دستاش و بهم گره کرد و گفت - سریع میرم سر اصل مطلب پسرم اومدم یه امانت بهت بدم...! قبولش میکنی؟ با تعجب پرسیدم + چه امانتی؟ تو چشمام خیره شد و آروم گفت - یدونه دخترم رو ، تنها دختر خانواده فرح رو هر لحظه تعجبم بیشتر میشد...حرف سوگند بود؟ 🤍@Soognd89✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 + آخهه چرااا؟ سری تکون داد و با آه گفت - مشارکت منصور با رشیدی و امینی بزرگترین اشتباهش بود ، تازه اشتباهش و فهمیده! دل نگرونیش سوگنده که بالیی سرش نیاد...میدونی که چقدر سوگند و دوست داره پس برای صالح اونم شده این انتخاب و کرده من از طرف اون اومدم دخترم و بهت بسپرم قول بده اگر اتفاقی برای من و پدرش افتاد مواظبش باشی + من هیچی نمیفهمم... حرفم و قطع کرد و گفت - مهراب فقط به تو اعتماد داریم لطفا قول بده زبونم و روی لبم کشیدم و گفتم + ولی سهیل برادرش چی؟ سرش و با شرمندگی پایین انداخت - سهیل بی غیرته با کوچیکترین فشار قید زندگی و ناموسشو میزنه...بزار اگر اتفاقی برام افتاد خیالم از دخترم راحت باشه مهراب... سخت بود رد کردن درخواست نسترن خانم ولی من هیچ چیز نمیفهمیدم! 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
انقددویده بودم که نفس نفس میزدم به دیوار تکیه دادم و چند تا نفس عمیق کشیدم پاهام انقدری خسته شده بود که... °°°°°°°° - ایندفعه دیگه فرصت فرار نداری نه فسقل + فکر نکنم •••••••••• راننده نشست و با ترس گفت : ستاره این کیه دیگه ؟ - به قول مهراب دلبر فراری °°°°°°°°° چونه ام و ول کرد و با چشمای خبیثی گفت - دیگه از این کارا بکنی من میدونم با تو و تنبیهاتم. •••••••••• مهراب اگر باهام شوخی نمیکنی...یعنی اونی که بدون اجازه عقدش کردی منم؟! @TheEnduringWord
ریسمان پاره را دوباره می‌توان گره زد . دوباره دوام می‌آورد ؛ اما هر چه باشد ، یک ریسمانِ پاره است ! شاید ما دوباره یکدیگر را دیدیم ؛ اما در آن‌جا که ترکم کردی ، هرگز مرا نخواهی یافت :))
یک تو آزردی مرا ؛ یک جهان شادم نکرد!
می فهمم عزیز ِ ساده ی ِ من ، می فهمم . مایل بودی برای همیشه در چشم هایش زندگی کنی ، اما می دانی که ، زندگی حوصله ی این غلط های زیادی را ندارد !
- تو بخشی از من را کُشتی . . که تنها بازمانده‌ی قسمت‌های شاد و زنده‌ی روحم بود .