🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۱۰
+ آخهه چرااا؟
سری تکون داد و با آه گفت
- مشارکت منصور با رشیدی و امینی بزرگترین اشتباهش بود ، تازه اشتباهش و
فهمیده! دل نگرونیش سوگنده که بالیی سرش نیاد...میدونی که چقدر سوگند و دوست
داره پس برای صالح اونم شده این انتخاب و کرده من از طرف اون اومدم دخترم و
بهت بسپرم قول بده اگر اتفاقی برای من و پدرش افتاد مواظبش باشی
+ من هیچی نمیفهمم...
حرفم و قطع کرد و گفت
- مهراب فقط به تو اعتماد داریم لطفا قول بده
زبونم و روی لبم کشیدم و گفتم
+ ولی سهیل برادرش چی؟
سرش و با شرمندگی پایین انداخت
- سهیل بی غیرته با کوچیکترین فشار قید زندگی و ناموسشو میزنه...بزار اگر اتفاقی
برام افتاد خیالم از دخترم راحت باشه مهراب...
سخت بود رد کردن درخواست نسترن خانم
ولی من هیچ چیز نمیفهمیدم!
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
https://abzarek.ir/service-p/msg/2948725 #ناشناسمون
نظراتتون تا اینجا؟
انقددویده بودم که نفس نفس میزدم به دیوار تکیه دادم و چند تا نفس عمیق کشیدم پاهام انقدری خسته شده بود که... °°°°°°°° - ایندفعه دیگه فرصت فرار نداری نه فسقل
+ فکر نکنم •••••••••• راننده نشست و با ترس گفت : ستاره این کیه دیگه ؟
- به قول مهراب دلبر فراری °°°°°°°°° چونه ام و ول کرد و با چشمای خبیثی گفت
- دیگه از این کارا بکنی من میدونم با تو و تنبیهاتم. •••••••••• مهراب اگر باهام شوخی نمیکنی...یعنی اونی که بدون اجازه عقدش کردی منم؟!
@TheEnduringWord
ریسمان پاره را دوباره میتوان گره زد .
دوباره دوام میآورد ؛ اما هر چه باشد ،
یک ریسمانِ پاره است !
شاید ما دوباره یکدیگر را دیدیم ؛ اما در آنجا
که ترکم کردی ، هرگز مرا نخواهی یافت :))
می فهمم عزیز ِ ساده ی ِ من ، می فهمم . مایل بودی برای همیشه در چشم هایش زندگی کنی ، اما می دانی که ، زندگی حوصله ی این غلط های زیادی را ندارد !
- تو بخشی از من را کُشتی . .
که تنها بازماندهی قسمتهای شاد و زندهی روحم بود .
آدمی که سلام نمیده ، بلد نیست لبخند بزنه ،
نمیتونه تعامل کنه ، درونگرا نیست ..
بیتربیته و هوش اجتماعیش هم پایینه .
چیه مد شده هرکی مثل گاو میمونه
یک برچسب درونگرا بهش میزنن ؟!
واقعا یه آدم با سن بالای ۲۵ سال ،
نباید سادهترین آداب اجتماعی رو بدونه ..؟!