🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۴۱۵
با صدای زنگ نگین سریع به سمت آیفون رفت و در باز کرد
با دیدن محیا تو چارچوب در کالفه سرم و تکون دادم
تو این وضعیت فقط همین و کم داشتم بشینم باهاش بحث کنم
بیخیال از پله ها پایین میرفتم و از کنارش رد شدم که با عصبانیت گفت
- خاک تو سرت کنن بی غیرت! زنت فرار کرده مثل الدنگ ها این ور اون ور میری
حداقل بگرد بچتو ازش بگیر بعد ولش کن
صدای معترض نگین اومد
- محیا صبر کن برسی بعد دعوا راه بنداز مگه نمیبنی حالش خرابه.
پوزخندی زد
حقشه وقتی میره یه دختر خیابونی رو از وسط خیابون جمع میکنه میاره زن خودش
میکنه کمتر از این ازش انتظار نمیره
به سمتش برگشتم و انگشتم اشاره ام و به نشونه تهدید باال اوردم
- محیا ُحرمتت رو نگاه میدارم نمیزنم تیکه پارت کنم! پشت سر زن من درست صحبت
کن
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝@TheEnduringWord
فقط یه چیزی تفاوت سنشون خیلی زیادهههههه سن دختره رو به نظرم بیشتر کن ........................ اوم ولی همین نکته باعث دعوای خانواده مهراب با سوگند شدااا و همینطور طرفداری مهراب از سوگند نه؟
مثلا دو برابر سن سوگند یه اضافه ی ۴ میشه سن مهراب🤣 ............................ اوم ولی سوگند 17 سالش بودااا و مهراب 27
- من میگم کنار اومدم و پذیرفتم . .
ولی وقتی تنهام یه آهنگ رو نزدیک 30 بار پلی میکنم و میرم تو فکر .
- انقدر درد داشت ك حتی توی خیابون ، حتی جلویِ دوستام . .
حتی تو بغل مامانم گریه کردم . و خیلی هاا حس کردن دیوونم
- آدم جدید؟!
نه ممنون من هنوز زیر آوار اونیم ك یه روزی فکر میکردم خونمه . .
آدم ها فقط با دعوا و بحث کردن خسته نمیشن؛ با درست رفتار نکردن ، با معذرت خواهی نکردن، با درک نکردن،با گوش ندادن خسته میشن و میذارن و میرن.