eitaa logo
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
426 دنبال‌کننده
462 عکس
1.3هزار ویدیو
201 فایل
جایی برای دل های خسته... جایی که میتونید موسیقی رو با تمام وجود درک کنید... به یاد اون شبی،که با گریه موزیک گوش دادیم... 𝒞ℴ𝓂ℯ 𝓉ℴ 𝓊𝓈 𝓉ℴ ℓ𝒾𝓈𝓉ℯ𝓃 𝓉ℴ 𝓂𝓊𝓈𝒾𝒸 -اصکی؟ در شان شما نیست، فقط و فقط با ذکر منبع قابل استفاده است. -فوروارد؟ با کمال میل...
مشاهده در ایتا
دانلود
اوه ۵ پارت دیگه نوشته شددد
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 هر چی بیشتر میدیدمش حالم بیشتر ازش بهم میخورد! جلوی پام نشست و جوری که حرصمو در بیاره گفت - فردا تکلیفت معلوم میشه! میشی برای خودم تا ابد...چه به میل خودت باشه چه نباشه اداش در اوردم و با تمسخر گفتم + شتر در خواب بینید پنبه دانه لبخند خبیثی زد و گفت - ولی یهو سوگند و آروم با خودش میبره به خانه... گونه ام و کشید و گفت - با دم شیر بازی نکن دختر خوب دستش و پس زدم و گفتم - دم گربه هم نداری ، اسم شیر و بد نکن با خنده گفت - همین زبون درازی هات دلم و برده ، باشه سوگند خانم فردا که بردمت میفهمی کی شیره که گربه بلند شد و خواست بره که یه لحظه به عقب برگشت - درخواستی برای آخرین شب مجردیت نداری؟ هر چند حرفاش یه مشت چرت بود ولی بازم یه فکری کردم شاید چیزی بخوام بعد کلی فکر کردن سری تکون دادم و گفتم + نه چیزی نمیخوام Soognd 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 باشه ای گفت و در باز کرد و خواست بره که با چیزی که به ذهنم رسید مثل جت بلند شدم و گفتم + یه چیزیی میخواممم آروم برگشت سمتم - جانم بگو چی میخوای؟! + گوشیتو میدی به یکی زنگ بزنم؟ ابرویی باال انداخت و پرسشگرانه پرسید - به کی؟ اینم سوال داره آخه...من جز مهراب کسی رو ندارم دستی روی سرم کشیدم و گفتم + میخوام به مهراب زنگ بزنم...میشناسیش؟ اخم کرد و گفت - برای چی میخوای به اون زنگ بزنی؟ ابرویی باال انداختم + اصال به تو چه؟ من میگم بهم اهمیت نمیدی میگی نه من دوست دارم دروغگو روی تخت نشستم و پاهام و تو خودم جمع کردم Soognd 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 کالفه دستی تو موهاش کشید - میزارم زنگ بزنی ولی وای به حالت اگر حرفی بزنی که بشناستت گوشیش در و اورد و شماره ای رو گرفت و سمت من گرفت + از کجا شمارش و داری؟ کنارم نشست و گفت - دیگه اونش به شما ربطی نداره گوشی رو گرفتم که گفت - وای به حالت اگر چیزی بگیا سری به نشونه مثبت تکون دادم ، فقط میخواستم صدای مهراب و بشنوم و دلم یکم آروم بگیره تماس و روی اسپیکر گذاشت و با خوردن چند تا بوق صدای مهراب اومد - بله با شنیدن صداش انگار بهم مسکن تزریق کردن ، زیادی آرامش بخش بود لعنتی.. . دوباره حرفش و تکرار کرد - بله؟ هر چند گفته بودم حرفی نمیزنم ولی نتونستم جلوی خودم و بگیرم و با بغض گفتم + مهراب... صدایم محکم ترمز ماشینش اومد Soognd 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 صدای پر استرس مهراب به گوشم رسید - سوگندممم کجاییی...کی پیشتهه؟ رشیدی میخواست تماس و قطع کنه ولی تمام تالشمو کردم و گوشی و ازش دستش کشیدم یه حسی بهم القا شد که مهراب مثل همیشه نجاتم میده و من نمیتونستم از آخرین راه نجاتم دست بکشم دست رشیدی رو گاز گرفتم و جلوی دهنم آزاد شد + مهرابب بیا کمکم کن من و دزددیدن عصبی فریاد کشید - کی سوگند کجایی تو؟ رشیدی فرصت جواب دیگه ای نداد و گوشی رو کشید و محکم پرت کرد سمت دیوار ترسیده از روی تخت پایین اومدم و دو تا قدم به عقب رفتم که چسبیدم به دیوار... وحشیانه بلند شد و به سمتم خیز برداشت و یقه ام و گرفت Soognd 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 نمیتونی دو دقیقه مثل آدم باشی هان؟ بدجور ترسیده بودم ، انسان نبود رشیدی... میترسیدم بالیی سرم بیاره یه عمر بدبخت شم چونه ام و گرفت و باال اورد و از بین دندون های قفل شده اش لب زد - دیگه کارت و تموم میکنمم نکبت ، یکاری میکنم بدون عقد زنم بشی با حرفش جیغی کشیدم و دستاش و گرفتم + نه تو روجون منن رشیدی هر فکری تو ذهنت اومده و عمل نکن دستاش و پایین اورد و یهو سیلی محکمی روی صورتم زد دستم و روی جای سیلی اش گذاشتم و با بغض بهش خیره شدم نفس های عصبی میکشیدم ولی تمام انرژی ام رفته بود و نمیتونستم از خودم دفاع کنم چنگی بین موهام کشید و وحشیانه کشیدشون و پرتم کرد سمت تخت که سرم محکم با لبه تیز تخت برخورد کرد جیغ آرومی تو گلوم کشیدم و اشکام روی صورتم سرازیر شدن دستی روی سرم کشیدم و جمع و جور شدم و سرم روی تخت گذاشتم که با لگد محکمی که روی شونه ام خورد جیغ بلندی کشیدم و از درد تو خودم جمع شدم... Soognd 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
من آمده ام شاعر چشمان تو باشم جانان منی ، کاش کمی جان تو باشم.