🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۴۲۵
نمیتونی دو دقیقه مثل آدم باشی هان؟
بدجور ترسیده بودم ، انسان نبود رشیدی...
میترسیدم بالیی سرم بیاره یه عمر بدبخت شم
چونه ام و گرفت و باال اورد و از بین دندون های قفل شده اش لب زد
- دیگه کارت و تموم میکنمم نکبت ، یکاری میکنم بدون عقد زنم بشی
با حرفش جیغی کشیدم و دستاش و گرفتم
+ نه تو روجون منن رشیدی هر فکری تو ذهنت اومده و عمل نکن
دستاش و پایین اورد و یهو سیلی محکمی روی صورتم زد
دستم و روی جای سیلی اش گذاشتم و با بغض بهش خیره شدم
نفس های عصبی میکشیدم ولی تمام انرژی ام رفته بود و نمیتونستم از خودم دفاع کنم
چنگی بین موهام کشید و وحشیانه کشیدشون و پرتم کرد سمت تخت که سرم محکم با لبه
تیز تخت برخورد کرد
جیغ آرومی تو گلوم کشیدم و اشکام روی صورتم سرازیر شدن
دستی روی سرم کشیدم و جمع و جور شدم و سرم روی تخت گذاشتم که با لگد محکمی
که روی شونه ام خورد جیغ بلندی کشیدم و از درد تو خودم جمع شدم...
Soognd
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝