درس تحقیرم میکند این کتاب ها تحقیرم میکنند. نفهمیدن، ناتوانی در یاد آوری، بهتر بودن شما دوست عزیز، غرور مشاور رتبه برتر و گفتن "لوبیاهارا باید از شب قبل خیس میکردید" آزارم میدهد. زندگی آرام شما و طوفان های هفتگی و روزانه زندگی من قلبم را میخراشد. اینکه شما بهتر هستید حسادت که نه واقعا مرا میکشد. اینکه حسابان تمام نشده و من هیچکدام از کتاب هایم را مرور نکرده ام باعث میشود بخواهم گریه کنم. تستهای ترکیبی و لعنتی خلاقانه تان، تستهای سطح بالایتان توی چشمانم زل میزنند و فحش های ناجور میدهند. اینکه باید مکث و سکوت از نا امیدی را به ناچار کوتاه کنم و در هپروت گم نشوم آستین لباسم را میکشد، نمیدانم، پاره میکند. این انتظارات و آرزوهایی که حالا بررسی کردن شرایط ورود به آنها نا امیدم میکند آزارم میدهند. نه آنقدر باهوش هستم که خیالم راحت باشد، نه آنقدر هوش کمی دارم که از خودم انتظاری نداشته باشم. اینکه تا قدری میفهمم و این امتحان مزخرف به آن اهمیت نمیدهد حس تنفر دارم. تحلیل های نازنین و گفتن اینجور است دیگر، ساده است، فلان است و اینکه واقعا انگار برای او ساده تر بود از سرم بیرون نمیرود.
اینکه احساس میکنم همه به من نگاه میکنند و اینکه میترسم باز هم بگویند :"فلانی؟ از تو انتظار دیگر میرفت." اذیتم میکند.
هدایت شده از زندگی بی شیله پیله
محرم امسال این جوریه که علاوه بر مصیبت های واقعه صحنه کربلا میتونیم به یاد بچه های میناب، جوان های ناو دنا،اون پسری که جسدش تو مدرسه میناب پیدا نشد، اون بچه هایی که داشتن فوتبال بازی میکردن و با موشک خوشه ای شهید شدن، آدمای بیگناه حادثه دی، کودکان معصوم اپستین و شهدای جنگ دوم و سوم ناراحت بود و غصه خورد...
شاید این حوادث به جانسوزی و مظلومیت واقعه روز عاشورا نباشه ولی هرچی هست کمتر نیست!🥀
•صومعهدرختنارنگی•🍊
محرم امسال این جوریه که علاوه بر مصیبت های واقعه صحنه کربلا میتونیم به یاد بچه های میناب، جوان های
برای من که فرقی نمیکنه، دقیقا همونو داریم زندگی میکنیم. تفاوت جا و مکان و زمان و نژاد و علت و معلول مهم نیست، اون اتفاقات همه برام یه ماهیت دارن.
هدایت شده از MOSTAFA •|• DIGITAL ART 📒
رویای حزقیالِ پیامبر _ نقاشی دیجیتال
EzikielDream_DigitalArt
-Mostafa
#digital_art #art #concept_art #concept #character_design
حمایت از این نقاشی
.•°[@alexcomicuniverse]°•.
دلم میخواد تا امتحانا استراحت کنم.
واقعا اینطورم که چرا چیزایی که میدونیو یاد آوری میکنی؟ بس کن لازم نیست بخونی.
از طرفی هم میدونم جزییات تا حدودی از خاطرم رفته.
این پند روز دارم تنبلی میکنم و بعد که به برنامه ی از دست رفته نگاه میکنم با خودم میگم اصلا نیاز نبود... نه اینکه من نابغم، ذهنم داره پس میزنه.
بازنده غالباً مطروده، اما اینکه چرا حسینِ تنها و شکستخورده، «بازنده» نیست. فلسفهی بزرگ تاریخه.
یک: حسین به «دعوت مردم» به کوفه رفت. کسی که برای جنگ سفر میکنه، خانواده و زن و بچه همراه خودش نمیبره
دو: وقتی راه حسین شد شد، فهمید که مردم دعوتشون رو پس گرفتن و زدن زیرش. با تهدید و تطمیع. پس «قصد بازگشت» کرد.
سه: وقتی عمرسعد امام رو گذاشت بین «بیعت» و «جنگ»، امام مِن مِن نکرد. گفت راه برگشت بستهست. میجنگم ولی زیر بار ذلت این مرتیکه نمیرم.
چهار: به هرکسی که همراهش بود «اجازه» داد برگرده. خیلیارو با تحکم برگردوند. نذاشت فضای لوسبازی و احساسی شکل بگیره. چون میدونست سرانجام این انتخاب مرگه. مرگ معمولی هم نه، قتلعامه.
پنج: نامهها و اسامی و امضاهای دعوتکنندهها رو خاک کرد که بهدست سپاه ابنزیاد نیفته. حواسش بود زندگی فردای عاشورا هم ادامه داره واسه اون آدما. سبحانالله.
شش: وقتی به سمت کربلا میرفتند، فقط ۷۲نفر نبودن. خیلی بیشتر از اینا بودن. وگرنه ابنزیاد زحمت لشگرکشی به خودش نمیداد. اونطور که گفته شده، جمعیت زیادی پیش از واقعه «شتابان از هرسو از حسینبنعلی دور شدند».
اصلا قبل از فرار اینها، که میشه حدس زد احتمالاً ادعاشونم از همه بیشتر بوده، حسین بیعتش رو از همه برداشت. اونی که قرضی داشت، یا کسی منتظرش بود رو با تحکم فرستاد بره.
هفت: خوب میدونست بازگشتی تو کار نیست. پس چطور با خودت فکر میکنی که به کانسپت خلافت یا حکومت حتی فکر کرده باشه؟
هشت:واقعهی کربلا با مجموعهی حرکات حسین تابلویی از شرافت و مردمداری و شجاعت شد. نه از این تابلو رنگروغن معمولیا. تابلو فرش نفیس تبریز. که هرچی بگذره قیمت میگیره، که گرفته.
نه: حالا بهتر میشه آنالیز کرد اون بند اول رو. حالا پاسخ اون پرسش که حسین چطوری تنها موند، شکست خورد، ولی تحقیر نشد پیدا میشه.
ده: از همه ترسناکتر برای من اما اون کلمهی «شتابان» هست. چهکسیست در جهان معاصر که بایسته و در بزنگاه، در لحظهی موعود، شتابان فرار نکنه؟
و اما ای دل، تو چه میکنی؟ میمونی یا میری؟ میمونی یا میری؟ میمونی یا میری؟ داد از اون اراده و قدرت که تو رو از حسین جدا کنه. از قیام حسین جدا کنه. از حق جدا کنه.
تو چیکار میکنی؟ میمونی یا میری؟ این ترسناکترین سواله زندگی منه.
از https://t.me/anne_channel