eitaa logo
ღℒآلاچیق‌من‌و‌شما
247 دنبال‌کننده
117 عکس
2 ویدیو
29 فایل
نبینم وقتی خوب نیستی یا غمگینی چیزی رو ازم پنهون کنی،چون من تا همیشه کنارتم و نمیزارم غم‌هاتو تنهایی با خودت اینور و اونور ببری،باهم میگذرونیم همه روزها و شب‌هارو،ساعت هارو دقیقه ها،ثانیه هارو،همه سختی‌ها و مشکلاتُ،پس نگران هیچی نباش..من اینجام.‌.(:😃
مشاهده در ایتا
دانلود
خسته نباشید✨ ☆☆☆ سلامت باشی عزیز❤️
فداییی دارییییییییییییییییییییییی❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️😘😘😘😘 ☆☆☆ خدا نکنه عزیز❤️😊
دیروز کجا رفتی مراسم؟من هیچ جا نشد برم ☆☆☆ راستش قرار بود با خواهرم صبح بریم دسته آقای علی پناهی ولی خب خواهرم حالش خوب نبود نشد بریم ولی ساعت ۱۰ونیم صبح راه افتادیم رفتیم حسین طاهری، بعد اونجا رفتیم گلزار شهدای گمنام که سر کوچه مترو دکتر حبیب الله هست یه ساعت نشستیم بعد رفتیم هیئت آقای حدادیان،مهدیه امام حسن ساعت ۱۰ونیم،۱۱ برگشتیم خونه
فصل چهارم هم داری؟ ☆☆☆ راستش نه،چون یه رمان فصل هاش بیشتر بشه از نظر خودم چرت میشه ان‌شاءالله بعد از پایان این فصل،رمان جدیدمو شروع میکنم به نوشتن
کدوم شهر زندگی میکنی؟؟ ☆☆☆ تهران
واکنش رسول وقتی فهمید آراز روسی بلد بوده 😐🙄🔪 :😂😂😂😂 ☆☆☆ دقیقا😂دلش میخواد سر آراز بکنه
بیچاره رسول الان میخواد سر آراز و بکنه😂😂 ☆☆☆ واقعا حق داره 😂😐
استاد همه چی تمومه آقا محمد چی فکر کردی 😎😂 ☆☆☆ فکرای خوب😂😂
سلام خداقوت🌹 خیلی قشنگ بود😍💯🌹🌹 ☆☆☆ سلام ممنون عزیز جان نظر لطفتونه❤️😊🙏🏻
هدایت شده از نعمت‌الهی/زنگارღ
‌۹۰ نفر این پیامو دیدن کلا یک نفر تو ناشناس پیام داده منم گفتم ناشناس رو زیاد کنید تا پارت بدم خب پس من میرم صبح اگه ناشناس زیاد بود پارت میدم شبتون بخیر
با توجه به شناختی که از آقا محمد دارم الان خودشو می‌بره تا اونا یه نفس راحت بکشن محمد core: ☆☆☆ اخ اگه اینجوری بشه😂😂
میشه رمان بعدی هم مثل این رمان باشه خانوادگی زیاد داشته باشه و یه نفر مثل مهدی باشه داخلش 🥲🥲🙂🙂 ☆☆☆ رمان بعدی رو خودم خیلی ذوقشُ دارم😂ولی آره یکی هست مثل مهدی با ورژن دیگه