هدایت شده از نعمتالهی/زنگارღ
۹۰ نفر این پیامو دیدن کلا یک نفر تو ناشناس پیام داده
منم گفتم ناشناس رو زیاد کنید تا پارت بدم
خب پس من میرم صبح اگه ناشناس زیاد بود پارت میدم
شبتون بخیر
با توجه به شناختی که از آقا محمد دارم الان خودشو میبره تا اونا یه نفس راحت بکشن محمد core:
☆☆☆
اخ اگه اینجوری بشه😂😂
میشه رمان بعدی هم مثل این رمان باشه خانوادگی زیاد داشته باشه و یه نفر مثل مهدی باشه داخلش 🥲🥲🙂🙂
☆☆☆
رمان بعدی رو خودم خیلی ذوقشُ دارم😂ولی آره یکی هست مثل مهدی با ورژن دیگه
سلام وقت بخیر خسته نباشید خیلی رمان قشنگه من الان چند باره دارم از اول میخونم و بیشتر عاشق دورهمی های خانوادگی شون هستم میشه یکم بیشتر رو خانوادگی شون تمرکز کنید و نقش مهدی و علیرضا و رسول و امیرحسین و احسان رو باهم زیاد بنویسی و یه بلایی سر رسول بیارین که همه خیلی نگرانش بشن یا بلا سر علیرضا بیارین 🥲🥲🥲🥲🥲🙂🙂🙂🙂🙂
☆☆☆
سلام عزیز خوبی؟سلامت باشی
خداروشکر دوست دارید رمانو😊
بله مینویسم ازش ولی در کنارش باید از پرونده هم بنویسم
حالا بلا و ملا زیاد مونده
عزیزم ساعت پیامتو ببین دو دقیقه بعد پیام گفتی پارت نمیدم چون ناشناس پرنشده لعنتی دو دقیقه گذشته شاید داشتن پیام میدادن
☆☆☆
بله دیدم من پیام خالی میزارم شب ها تو کانال که اگه ادمین تب تبادل انجام دادن من بتونم اون پیام های خالی رو ویرایش بزنم حالا یا رمان بزارم یا یه پیام
بعد از یک ساعت که ۹۰ نفر دیدن کلا یک نفر پیام گذاشته بود