نعمتالهی/زنگارღ
وای بچه ها این شهیدُ این دفتر حاجتهارو یهویی پیدا کردم
حالم بد شد نشستم رو صندلی بعد دیدم این دفتر بالا سر قبره..فکر کردم دفتر خود شهیده از دور. ولی وقتی برداشتمش دیدم همه حاجت هاشونو نوشتن اونجا
صفحه خالی واقعااا نداشت و مجبور شدم زیر یکی از صفحاتی که نوشته شده بود بنویسم خواستههامو
وای خیلی حال داد نوشتن رو اون دفتر..حیف که اجازه نداشتم دونه دونه بخونم نوشتههارو..البته یه نوشته رو ناخواسته چون یه خط بود خوندم🙊
حتما برید و بنوسید
نعمتالهی/زنگارღ
واااای بچه ها این شهید...
اصلا یه هفتهبود میتونم بگم شده بود برام آرزو که برم سر مزارش...
دیشب وقت داشتم به عکس سنگ قبرش نگاه میکردم دلم میخواست زودتر برم و پیداش کنم..که همون لحظه رفیقم زنگ زد که بریم بهشت زهرا..نمیدونید چه ذوقی کردم من
هیچی رو سنگ قبرش نوشته نشده جز جمله" در قلب منی"
انقدر قشنگ بوووووود که نگم براتون
رفتید بهشت زهرا حتماااا برید سر مزارش
قطعه ۲۸
ردیف ۱۰۲
شماره ۱
پشت تابلوی محور طلائیه