eitaa logo
نعمت‌الهی/زنگارღ
866 دنبال‌کننده
224 عکس
113 ویدیو
0 فایل
بسم رب النور آغوشت نه درد داشت،نه سقف داشت ونه حتی دیوار اما میان گره دستانت،تمام دنیا برایم بی‌خطر میشد پناهم(:🫀 رمان گاندویی زنگار...(: آیدی نویسنده @fatemeh_315_133 کپی‌از‌رمان؟نه‌گلم
مشاهده در ایتا
دانلود
نشد،نشد که قربون "بابام"برم(:
توی جنگ ۱۲روزه حضرت آقا برای شهادت فرمانده‌ها و مردم تسلیت نگفت... چون زمان عزاداری نبود و باید جواب دندان شکن دشمنان اسلام رو از جمله سگ زرد و نمیتانیاهو می‌دادیم الانم میدونم بچه ها داغ داریم،حالمون بده،دلمون میخواد بشینیم زجه بزنیم ،میدونم این داغ،داغ کمی نیست...دلمون خونِ خودمون صاحب عزا شدیم.. یتیم شدیم‌... ولی الان نباید گریه کنیم نباید جلوی دشمنان و کسایی که کِل میکشن و شادی میکنن ضعف نشون بدیم نباید دشمن شاد کن باشیم ما عزاداری بمونه برای بعد انتقام ۴۰ روز هم کمه..‌ یک سال باید برای بابامون عزا بگیریم ولی الان وقتِ انتقام که جیگر‌مون خنک بشه ان‌شاءالله که بزودی زود صاحب‌مون بیاد❤️🙃 اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
بچه ها تاریخ داره تکرار میشه وقتی که ما عزادار حضرت‌آقا هستیم بعضی ها توی محله ها کِل میکشن و دست میزنن و شادی میکنن ولی مگه این اتفاق بار اوله؟ قبلا به گوش‌تون رسیده این اخبار اونم ۱۴۰۰ سال پیش وقتی حضرت زینب س عزادار خانواده‌اش و سیدالشهدا بودن توی شام جلوی ایشون می‌رقصیدن و شادی می‌کردند خودمونو نباید تشبیه کنیم به حضرت زینب س ولی از ایشون باید الگو بگیریم از صبر و اقتدارشون.. گریه و زاری هاتو توی خلوت بکن و به خودت یادآوری کن که صاحب‌مون میاد و انتقام میگیره... از این شادی بعضی از وطن‌فروشا که نمیشه جز مردم ایران خوند اینهارو ناراحت نشید و صبر کنید🙃
ولی فکر کن.. وقتی که میخوان جانشین رهبرُ انتخاب کنن.. یهو صدای الا یا اهل عالم...بیاد🥲❤️ آخ خداکنه
هدایت شده از باید رفت!-🕊️
و امان از ساعت ۵ صبح . .💔
کی اینقدر بزرگ شدیم که سهم دهه هشتادی و دهه نودی هامون یتیمیه💔؟.
آخ ساعت ۵صبح...💔
برای حافظان امنیت و سلامتی‌شون چندتا الی‌به‌رقیه میگید؟؟🙃
از وقتی که شروع کردم به نوشتم همیشه بعضی ها میگفتن ان‌شاءالله به جایی برسی که کتاب بتونی بنویسی، میگفتم نمیتونم و... ولی الان چند ماه بود دلم میخواست برم کلاس نویسندگی و یه کتاب خیلی خوب بنویسم با موضوع متفاوت بعد کتاب‌مو ببرم برای حضرت‌آقا تا بخونه... میگفتم تا آخر عمرم که یه بار حداقل میتونم بابامو ببینم تا بهش بگم برام دعا کن و بعد کتاب‌مو بهش بدم(: حسرتش موند روی دلم تا همیشه💔🙃
بسم‌رب‌المهدی