و شد ساعت ۵ صبح...
صبحی که خبر رسید رفتی..
خبر دادن نیستی و به آرزوترسیدی..
صبح یکشنبهای که طعم یتیم شدن حسکردیم...
ساعتی که خبر آوردن راحت شدی و وقت استراحت رسیده💔
نعمتالهی/زنگارღ
-
شد یه هفته
شد یه هفته بعد که من بدترین خبر عمرمُ از تلویزیون خوندم
اون کادر قرمز رنگ
اون نوار مشکی تسلیت حکم ی چوب داشت که محکم خورد پسکَلَم
من هیچوقت داغ عزیز ندیده بودم الحمدلله ولی رفتن و نبودن رهبر برام سنگینترین داغ بود...جوری که هرکیبهم تسلیت میگفت،میفهموند آره توام صاحب عزایی...توام بابات شهید شده
اینکه الان شدم دختر شهید حس خوب و افتخار میده بهم
ولی اینکه بهم بگن یتیم نه...
توی این هفته فهمیدم دین اسلام متکی به یه شخصنیست...
با خودم فکر کردم مگه پیامبر شهید نشد؟
مگه امیرالمؤمنین توی مسجد شهید نشد؟
مگه امام حسن و امام حسین شهید نشدن؟
ووووو بقیه ائمه 🙃
فکر کردم که اگه میخواست اسلام با رفتن یه فرد مومن از بین بره اون زمان میرفت یعنی ۱۴۰۰ سال پیش...
درسته داغ رهبر برایهمه سنگین بود ولی امید به صاحبمون و روز ظهور یه روشنایی بزرگ میندازه توی قلبمون
حتیاگه ظهور رو هم نبینیم از الان ذوقشو داریم که قراره پدر امت بیاد و دشمنان نابود بشه
نعمتالهی/زنگارღ
توی این هفته فهمیدم دین اسلام متکی به یه شخصنیست... با خودم فکر کردم مگه پیامبر شهید نشد؟ مگه امیرا
پس دعای روز و شبمون بشه...
اللهم عجل لولیک الفرج🤲🏻❤️🩹
نعمتالهی/زنگارღ
-
ولی این یه هفته برام اندازه چند سال طول کشید...
داغت پیرم کرد بابا🥺❤️
نعمتالهی/زنگارღ
-
یه هفته وحشت دنیای بیعلی رو درک کردیم...ولی همچنان ایستادیم چون خدای علی رو داریم 🙃❤️
هدایت شده از ‹ مَحــٰـاءْ ›
حالا که دیگر رسته از رنج و بلا رفتی ؛
آیا بگو بعد از شهادت کربلا رفتی :)؟