من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر میشد
به رویت چشم میبستم؛ نگاهم بازتر میشد
حواسم پرت بود و استکان هارا دوتا چیدم
تمام لحظه های بی تو، با یادِ تو سر میشد ..
#امیرحسین_پاسبان
من سیه روز و سیه کار و سیه اقبالم
تو سیه زلف و سیه چشم و سیه مژگانی!
#فروغی_بسطامی
با من که به چشمِ تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلبِ مرا برده به تاراج!
ای موی پریشانِ تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شبِ مواج :)
#فاضل_نظری
سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست ..
#ابتهاج
پلهها را یک به یک بالا روم بیهمسفر
مقصدی را در نظر دارم که پایانش تویی
#حمید_گلعلی_زاده