بی تو شهریورِ من نسخهای از پاییز است
سی و یـک روز قـرار اسـت که ابـری باشم!
#انسیه_آرزومندی
هدایت شده از ‹ فَریادِ سكوت ›
شبی دوباره و ای کاش های تکراری
فدای چشم قشنگت..هنوز بیداری؟!(:
قسم خوردم به موهایت که سرگردانتر از بادم
که میگردم به دنبالت در این پاییـزِ طـولانی
#مهدی_خدابخش
این ساعت از شب رسیدم به بیتی خوشبو از سعـدی. عجب بیتی! مشامِ جانم معطـر شد. به نظرم این بیت به تنهایی، یک داستانِ عاشـقانه است.
سعدی، در خواب میبیند که کنارِ معـشوق، سر بر بالش گذاشته و انگشتان باریکش به آرامی لابلای موهـای بلند و معطرِ محبوب در رفت و آمد است. دست در آن خرمن مو فرو میبَرَد و نوازش میکند و سرمـست میشود...
از آنجا که عمرِ خوابِ خوش کوتـاه است، ناگهان از خواب میپرد. حالا دیگر از معشوق و زلـفِ خوشبوی او خبری نیست. ناگاه دو دستش را روی بینی میگذارد و بو میکشد، بو میکشد، بهبه...چه بوی خوشی؛ دستش بوی زلفِ محبوب را گرفته:
به خواب دوش چنان دیدمی که زلفینش
گرفـته بودم و دستـم هنوز غالیـهبوسـت
باباطاهر هم در آن دوبیتی زیبا گفته بود:
چو شُو گیرُم خیالش رو در آغوش
سـحـر از بسـترُم بـوی گـل آیـو ..
#ناصر_حامدی
این همه فاصله، دَه جاده و صد ریل قطار
بـالِ پـروازِ دلـم کـو کـه بـه سـویـت بپـرم؟
#امید_صباغ_نو
دور از من آنجا آسمان آبی است؟
اینجا که شهـریور غم انگیز است
با هر کس از دردِ تو میپرسم
میگوید از تاثیـرِ پاییـز است!(:
#المیرا_نصیری
این درد تنها سهـمِ انسـان نیست، شاید
از یک کبوتر هم بپرسی دلبری داشت ..
#سجاد_شهیدی