اشتیاقی که به دیدارِ تو دارد دلِ من
دلِ من داند و من دانم و دل داند و من
خاکِ من گل شود و گل شکفد از گلِ من
تا ابد مهرِ تو بیرون نرود از دلِ من(:
سادگیم را،یک رنگیم را،به پای حماقتم نگذار!
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم؛
وگرنه دروغ گفتن و بدبودن و آزار و فریبِ دیگران،آسان ترین کارِ دنیاست .
بلد بودن نمی خواهد!
_شاملو
اگه باهات قهر کرد بهش بگو؛
[من از عالم تو را تنها گزیدم
روا داری که من غمگین نِشینم:)؟]
هر موی زلف او یکی جان دارد
ما را چو سرِ زلف،پریشان دارد
دانی که مرا غمِ فراوان از چیست؟
زانست که او نازِ فراوان دارد:))