eitaa logo
Lara🍀
144 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.9هزار ویدیو
12 فایل
هر کسی پری زندگی و قصه های خودشه🍀 چت بی نام ما: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_rrbm7aa&btn=Lara
مشاهده در ایتا
دانلود
بچه ها امروز روز سالمندانه و من امروز رو به تمام کسانی که در اثر مدرسه رفتن و درس خوندن پیر شدن تبریک میگم
هدایت شده از کلاغ سفید
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داداش بیخیال توروخدا https://eitaa.com/joinchat/2945582758C372677e99b
بااارووونن
اولین بارون پاییزییی
پس اگه این پاییزه من پاییز رو دوست دارم:)))
شاید اگه تو مدرسه لباس ازاد بود ادم شادتری بودم
هدایت شده از ملجأ
.🦢 لارا — «بانوی دریاچه‌ی یخ‌زده» لارا در زندگی قبلی یک سوان‌مِیدن بود؛ موجودی افسانه‌ای که می‌تونست با پوشیدن پرهای جادوییش به یک قو تبدیل بشه اما یک شب، پرهاش رو دزدیدن. بدون پرها، لارا دیگر نمی‌تونست به شکل قو برگرده و مجبور شد سال‌ها در بین انسان‌ها زندگی کنه. تا اینکه یه روز، در بازار شهر، دختری رو دید که دقیقاً همان پرها رو به گردنش انداخته بود. لارا دنبالش رفت. دختر وارد خونه‌ی قدیمی شد و پرها رو روی میز گذاشت. همون لحظه، تمام پنجره‌های خونه یخ زدن. از داخل آینه‌ی اتاق، صدای لارا آمد: «بالاخره پیدات کردم.» لارا برگشت. اما خودش جلوی آینه ایستاده بود. نسخه‌ای از خودش که بیست سال پیرتر بود. نسخه‌ی پیر گفت: «تو فکر می‌کنی پرهات رو دزدیدن... ولی خودت دادی‌شون.» لارا به پرها نگاه کرد. و ناگهان یادش آمد: بیست سال قبل، برای اینکه از دریاچه فرار کنه، خودش پرهاش رو به اولین انسانی که دید سپرده بود. لارا پرها رو برداشت و پوشید. هیچ اتفاقی نیفتاد. چون حالا فهمیده بود پرها دیگه برای تبدیل شدن به قو نیستن. اونها کلید چیزی بودن که زیر دریاچه زندانی کرده بود. و این بار، لارا تصمیم گرفت دریاچه را باز کنه وقتی یخ‌ها شکستن، چیزی از اعماق آب بالا اومد. خودِ لارا. نسخه‌ای که تمام این سال‌ها درون دریاچه زندانی بود. لارا به او نگاه کرد و گفت: «خب... حالا کدوممون واقعی‌ایم؟»