بیانیههای میرحسین موسوی و مهدی کروبی در اغتشاشات اخیر، پردهی آخر یک خطای قدیمیه؛
خطایی به اسم رأفتِ بیمحاسبه...
رأفتی که سالها خرج کسانی شد
که هر وقت فرصت پیدا کردن،
آتش ریختن روی امنیت مردم و بعد ژستِ دلسوزی گرفتن...
امروز روشنه که؛
"ترحم بر پلنگِ تیزدندان،
جز ستم به گوسفندان ثمری نداره..."
وقتی با اوباش سیاسی مدارا میکنی،
در واقع داری هزینهی آشوب رو از جیبِ مردم مظلوم میدی؛
و این، نه رأفته،نه عدالت...
دلم واقعا برا جمهوری اسلامی میسوزه…
تصورکن یه نفر سالها زیر چتر همین نظام بوده؛
یه روز تحت کمیته، یه روز تحت بهزیستی…
همین جمهوری اسلامی براش سقف درست کرده،
براش نون و کار جور کرده،
دستشو گرفته از زمین بلندش کرده…
بعد همون آدم،
تو اغتشاشات میاد جلو،
داد میزنه علیه همونی که پناهش بوده!
نمک خورد، نمکدون شکست…
آدم از این همه بیانصافی دلش میگیره..
تینـاࢪ'نوشتـــ
دلم واقعا برا جمهوری اسلامی میسوزه… تصورکن یه نفر سالها زیر چتر همین نظام بوده؛ یه روز تحت کمیته،
دقیقا مثلِ جمهوری اسلامی مظلومم؛
هر چی کوتاه اومدم، طلبکارتر شدن،
هر چی صبوری کردم، پرروتر شدن،
نخواستم نیش باشم،به بیمرامی محکوم شدم..
آخرش هم گفتن تقصیر خودته که خوبی…
عجیب دستم نمک نداره،
آره،همیشه سهمم از خوب بودن، یه لگدِ محکم بوده...
پرونده اپستین برای اذهان عمومی، عمقِ کثافتکاری و گندکاریهای ترامپُ، عریان رو میکنه؛
ولی واسه اسقاطیل یه برگِ برندهس
نه برای اخلاق، نه برای عدالت؛ فقط برای کنترل...
یه اهرم فشار درست وحسابی...
یه چاقو که بذاره زیر گلوی ترامپ با فشار حداکثری،
هلش بده سمت درگیری با ایران...
یا امضا بده،
یا همراهی کن،
یا انگشتت میره روی همون دکمه معروف؛
"بزن بریم جنگ…"