از خواب خستهام.
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم.
چیزی شبیه بیهوشی برای زمان طولانی!
شاید هم از بیداری خستهام.
از اینکه بخوابم و تهش بیداری باشد. کاش میشد
سهسال یا ششسال یا نهسال خوابید و بعد
بیدار شد.
نشد هم نشد..
-عباسمعروفی
راستش من گاهی فکر میکردم
شاید این یک جور قدرت باشد که
بتوانی وانمود کنی از کسی نرنجیدهای!
-شاریلاپنا
Saeed Torabi507_74337364566478.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
با نگاه تو رفت قلب من سمت ماجرای عجیبی.
ماندهاست به گلو، جان من تو بگو با من از چه غریبی..
عشق را باید با تمام گستردگیاش پذیرفت.
تنها در جسم نمیتوان پیدایش کرد،
بلکه در جسم و روح و هوا،
در آینه، در خواب،
در نفس کشیدنها انگار به ریه میرود
و آدم مدام احساس میکند که دارد بزرگ میشود..
-معروفی
وقتی قلبم در دل تو میتپد؛ چه جوری از خودم بگویم؟
وقتی اسم تو را صدا میکنند من برمیگردم،
چه جوری اسمم یادم بماند؟
من که دیگر من نیستم!
-معروفی