وقتی قلبم در دل تو میتپد؛ چه جوری از خودم بگویم؟
وقتی اسم تو را صدا میکنند من برمیگردم،
چه جوری اسمم یادم بماند؟
من که دیگر من نیستم!
-معروفی
صبور، مثل درختی كه در آتش میسوزد
و توان گريختن ندارد.
حيرتزده چون گوزنی كه شاخهای بلند
در شاخه گرفتارش کردهاند.
همه اين روزها چنینیم.
-لنگرودی
دلم را که مرور میکنم، تمام آن از آن توست!
فقط نقطهای از آن خودم؛ روی آن نقطه هم
میخ میکوبم
و قاب عکس تو را میآویزم.
-نزارقبانی
با من بیا.
با من به آن ستاره بیا.
به آن ستارهای که هزاران هزار سال،
از انجماد خاک و مقیاسهای پوچ زمین دور است
و هیچکس در آنجا از روشنی نمیترسد.
-فروغفرحزاد
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
'عمیقاََ نیاز دارم با دوست صمیمیم بریم یه جای دور.'
«إِذَا أَخَذَنِي الْمَوْتُ وَلَمْ نَلْتَقِ،
فَلَا تَنْسی أَنِّی تَمَنَّيْتُ لِقائکِ كَثيراً.»
اگر مرگ من فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم،
فراموش مکن که من دیدار تو را
بسیار آرزو کردم...
-محموددرویش