دیار، دیار غربت بود.
عطر دلتنگی و غربت، در همهجا لانه
گزیده بود. بر صندوقچهی کوچک
گوشهی اتاق، گرد غم بود.
لابهلای طرهی موهایم نیز.
بر ذرهذرهی جاروی گوشهی خانه هم
همینطور. آبی اما نبود. حتی تکهپارچهی
نمزدهای هم نبود. نور نیز نبود؛ ظلمات بود
و شب. دیار، دیار غربت بود!
-وارش
خلق زندگی دلخواهتان،
شاید کمی ترسناک به نظر برسد؛
اما میدانید چه چیزی از آن هم ترسناکتر
خواهد بود؟
پشیمانی!
-کتاببیحدومرز
رادیـو تـینـٰار InShot_۲۰۲۵۰۶۰۴_۲۰۲۶۱۳۸۸۶.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
"منم؛ بهخدا منم؛ اینی که داری باهاش میجنگی، منم.."
| به نوايِ وارش |
‹ رادیو تـینـٰار! ›
842.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
'همین تو را بس که من آنطور که تو را میدیدم، دیگر نمیبينم.'
هربار که نگاهت میکنم،
جملهای آشنا، به ذهنم خطور میکند.
'در اين سرزمين، چيزی هست كه
ارزش زندگی كردن دارد!'
-محموددرویش
ما عادت نمیکنیم مگر آنکه
چیزی درونمان بمیرد.
فکرش را بکن! چه چیزها درونمان مردند
تا توانستیم به همهی آنچه پیرامونمان است،
عادت کنیم..
-عباسمعروفی