تـینـٰار.
گرچه از خویش بریدیم و تهیباده شدیم! عاشقِ عشقِ جهانبینِ جهانیم هنوز..
با بهار آمد و با برف شد آن بادِ صبا،
ما اسیرِ سفرِ بادِ خزانیم هنوز!
تـینـٰار.
با بهار آمد و با برف شد آن بادِ صبا، ما اسیرِ سفرِ بادِ خزانیم هنوز!
کاش میآمد و میدید پریشانیِ دل؛
آنکه پنداشت همه بیخبرانیم هنوز..
تـینـٰار.
کاش میآمد و میدید پریشانیِ دل؛ آنکه پنداشت همه بیخبرانیم هنوز..
ای دل از خلوت ما راه به بیراه مزن؛
کاندرین خلوتِ اندیشه زبانیم هنوز!
تـینـٰار.
ای دل از خلوت ما راه به بیراه مزن؛ کاندرین خلوتِ اندیشه زبانیم هنوز!
درد ما را به کجا میبرد این قافله عمر؟
ما در این گرگسرا نایِ شبانیم هنوز..
تـینـٰار.
درد ما را به کجا میبرد این قافله عمر؟ ما در این گرگسرا نایِ شبانیم هنوز..
آه، از فقر دل خویش چه گویم به رفیق؟!
در زمانی که پر از تاب و توانیم هنوز؛
تـینـٰار.
آه، از فقر دل خویش چه گویم به رفیق؟! در زمانی که پر از تاب و توانیم هنوز؛
عشق گنجیست که هرکس نتواند دیدن؛
دیدهایم و زِ پیاش پای فشانیم هنوز (:
•فریدونفرحزاد•
-مکتوبي برايِ تويي که ميخواني-
گفت" هیچکس جز خودت قرار نیست
حواسش بهت باشه، حتی اونی که میگی:
'بیاون هیچام!'
پس قبل از هرکسی از خودت، قلبت، حالِ
خوبت و زندگیِ خودت مراقبت کن و دوستش
داشته باش؛ وگرنه اونی که زمین میخوره
تویی!"
پس قبل از هر چیزی مراقبِ خودت باش عزیزجان.!
دورتادورِ زندگیات را با چیزهایِ زیبا پر کن؛
گرچه زندگی مملو از صحنههایِ تیره و خاکستریست؛
اما تو رنگینکمانش را قاب بگیرُ گوشهیِ دلت
نصب کن!
هرروز به آن خیره شو و لبخند بزن🌝✨️.
-مکتوبي برايِ تويي که ميخواني-
گفت" خاطرات را به قصدِ فراموشی نه؛
ولی برایِ به باد سپردن مرور کن. از خندهها و
سرمستیها تا اشکها و غمِ نبودنها..
باور کن این آدمها برایِ ماندن نیامدهاند!
اینها هرکدام روزی، ساعتی، دقیقهای، ثانیه و
لحظهای بانگِ فراموشی و رفتن میزنندُ بهسانِ
دانه برفی کوچک که بر زمین میبارد و در چشم
برهم زدنی آب میشود، محو میشوند.."
پس بدون که آدمی برایِ رفتن میاد، ازش انتظارِ
موندنِ همیشگی نداشته باش عزیزجان.!