eitaa logo
تـینـٰار.
480 دنبال‌کننده
170 عکس
34 ویدیو
0 فایل
'جایي دور از انسان‌ها، بر سرِ دوراهي، حواليِ آشفتگي‌ها و دردها در انتظارِ چیستم؟.' ↲تـینـٰار؟ تنهايي، تنها و یا تنِ یار! ↲من؟ پاسخگويِ شما در آشفتگی و پريشاني • متن‌ها، چکیده‌ای از قلمِ وارش‌اند، کپی؟‌هرگز..
مشاهده در ایتا
دانلود
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگر تنها، گریه حالم را می‌داند..
شانه هایت را دیر آوردی، سرم را باد برد؛ خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد! من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد.. از غزل‌هایم فقط خاکستری مانده به جا؛ بیت­‌هایِ روشن و شعله‌ورم را باد برد! با همین نیمه، همین معمولیِ ساده بساز دیر کردی نیمه‌ی عاشق‌ترم را باد برد! بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد.. -حامد عسکری.
آرزویم برایت این است که ، در کنارِ زنده بودن ، زندگی کنی.
__
سلام. خواستم برایت نامه‌ی فدایت شوم بنویسم ولیک به خود که نگریستم، گلایه دیدم و خستگی. پس فدایت‌شوم باشد برایِ وقتی دیگر.. امروز از خستگی‌ها بگویم؟! گوشِ شنیدن و دلِ فهمیدن و آغوشی برایم داری؟ من؛ از لب‌خند‌های دروغینِ متظاهرانه بیزارم. از انسان‌هایِ به ظاهر عاشق و در باطن فارغ، گریزانم. از دنیایِ فانی و گذرا گلایه دارم. ولیک؛ من عادت کرده‌ام به لب‌خندهایِ سطحی. به خندیدن در کنارِ کسی و تماشایِ مرواریدهایِ غلتانِ چشمانم، در آینه‌ی دل. هرچند که آینه‌ی دل نیست لامذهب، آینه‌ی دقِ ماست؛ از بس که نا کوک است با صفحه‌ی روزگار. آشتفته‌گونه سخن گفتم، می‌دانم؛ اما او که باید، می‌فهمد. -‌از میانِ غم‌ها؟!
عادت داشت نوكِ خودکار را بینِ لبهایش بگیرد ؛ یك روز جامدادی‌اش را دزدیدم و تمامِ خودکارهایش را بوسیدم. وقتی مادرم خانه آمد ازم پرسید : « چرا لب‌هایم سرخ شده ؟! خواستم بگویم برای اینکه او سرخ مینویسد ، همیشه سرخ. »