گمشدھ & سـرواInShot_۲۰۲۳۱۲۲۱-1703147218142.mp3
زمان:
حجم:
2.6M
با سخاوت ُبخشندگی ، چال ِگونهی ِخود را به نمایش بگذارید ؛
چین ُچروك ِگوشهی ِچشمانتان را هنگام ِخندیدن پنهان نکنید ُچشمان ِباریكشدهتان را از فرط ِخنده پشت ِدست ، مخفی نکنید !
سخاوتمندتر از همیشه بخندید ُبخندانید ولو در همین یك دقیقهی ِاضافهی ِامشب .
همین یك دقیقه رو بهونه کنید برای ِخندیدن ُشادبودن !
یلداتون مبارك خونوادهی ِایکاش : )
#پادکست _ گمشدھ
گویندگان :گمشدھ & سـروا
تـینـٰار.
+شعر میخوانی باباجان؟!
هرچه آیینه به توصیفِ تو جان کند، نشد
آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد..
تـینـٰار.
هرچه آیینه به توصیفِ تو جان کند، نشد آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد..
گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم؛
به پریشانىِ گیسوىِ تو سوگند، نشد..
تـینـٰار.
گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم؛ به پریشانىِ گیسوىِ تو سوگند، نشد..
خاطرات تو و دنیایِ مرا سوزاندند؛
تا فراموش شود یادِ تو، هرچند نشد..
تـینـٰار.
خاطرات تو و دنیایِ مرا سوزاندند؛ تا فراموش شود یادِ تو، هرچند نشد..
من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمى که لبش باز به لبخند، نشد..
تـینـٰار.
من دهان باز نکردم که نرنجی از من مثل زخمى که لبش باز به لبخند، نشد..
دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند؛
بلکه چون برده مرا هم بفروشند، نشد:)
-مکتوبي برايِ تويي که ميخواني-
من آنروز مفهومِ عشق را فهمیدم؛
همانروز فهمیدم گاه میتوان انسانی را زِ جانِ
خویش، بیشتر دوست داشت..
آری، از همان روز که تو مستِ نسیمِ خنکی
بودیُ من مدهوشِ موهایِ مجعدت!
تو غرق در خیالاتِ کوچکِ خویش بودیُ من،
محوِ آیندهیِ خیالیام با تو..
چه دلبرانه میخندیدی و چالِ گونهات را به رخِ
طبیعت میکشاندی!
هربار که با زمین ملاقات کردیُ بر رویِ زانوانت
فرود آمدی؛ باز برخیز و یاعلی گویان، مسیرت
را به امیدِ هموارترشدنِ راه ادامه بده🌝.