نکته اول ، انتخاب خویش قبل از انتخاب همسر 🌱
مشکل اصلیِ خیلی از دخترها و پسرها
اینه که قبل از انتخاب همسر ، خودشون
رو انتخاب نکردند ، انتخاب خویش
یعنی چی اصلا ؟ یعنی انتخاب هدف زندگی
یعنی انتخاب مسیر زندگی ، هرکسی
باید کسی رو برای زندگی انتخاب کنه
که اون هم تو زندگی دنبال همون چیزی
بگرده که خودش دنبال اون میگرده ،
در زندگی چیزهایی براش مهم باشه که
برای خودش اهمیت داره ! هدف زندگی
اون چیزیه که زندگی انسان رو تفسیر
و مدیریت میکنه ، تفسیر میکنه یعنی
چی ؟ یعنی انسان به امیدِ داشتن یا
به دست اوردن اون داره زندگی میکنه
قبل از اینکه درباره شریک زندگیت فکر کنی
باید ببینی تو زندگی ، دنبال چی هستی ؟
به کجا میخوای برسی ؟ تا بتونی کسی و
انتخاب کنی که اونم در هدف و
دل خوشیهای تو اشتراک داشته باشه .
پس رسیدن به مرحلهای از ثبات شخصیت
برای ازدواج لازم و ضروری به حساب میاد
کسی که هنوز هدف ثابتی برای زندگی
خودش انتخاب نکرده ، به ثبات شخصیت
نرسیده و به همین دلیل نمیتونه در
ازدواج تصميم محکم و قابل اعتمادی بگیره .
- انتخاب خویش در انتخاب همسر
بهشدت تاثیرگذاره .
#کپی_ممنوع
نکته دوم ، گزینش معیارها .
ما تو انتخابمون باید #معیار داشته باشیم
تا بتونیم به کمک اون طرف مقابل و
محک بزنیم ، اگه این معیارها قبل از
انتخاب همسر مشخص بشه بهمون
کمک میکنه که انتخاب و تصمیم احساسی
و غیر عاقلانه نداشته باشیم ، همه کسایی
که میخوان ازدواج کنند ، باید یه روز
دو روز ، یه هفته ، یه ماه هرچقدررر
که لازمه بشینند فکر کنند و معیارهاشون
رو انتخاب کنند ؛ خیلی از جوونا معیاری
ندارن که بتونه ملاکِ سنجش مطمئنی
تو انتخاب باشه به خاطر همین خیلی زود
تحت تأثیر ملاگهای دهن پر کن ،
عرفی و سطحی قرار میگیرن ، اما برای
رسیدن به ملاکهایی که بتونه سنگ محک
مطمئنی برای انتخاب باشه ، باید
قواعدی رو که الان میگیم رعایت بشه .
#کپی_ممنوع
‹ طلوع › 🇮🇷
نکته دوم ، گزینش معیارها . ما تو انتخابمون باید #معیار داشته باشیم تا بتونیم به کمک اون طرف مقابل و
الف ) جزئی کردن معیارها
این نکته خیلییی مهمه ، خیلی از اختلافاتی
که تو زندگی هست به دلیل بیتوجهی
به این نکتهست ، مثال : پسری میره
خواستگاری خانمی و به اون خانم میگه
من همسر باحجاب دوست دارم ، خانم
هم در جواب میگه بله حجاب رکن
اخلاقی یک زن به حساب میاد .
پسرمجدد میگه زن باید عفیف باشه
دختر میگه زنی که عفیف نباشه زن نیست
خلاصه ، چند وقت بعد دختر خانم با
شال حریر رفت بیرون از خونه ، مرد
بهش گفت خانم این که حجاب نیست !
دختر خانم گفت : مگه این شال حجاب نیست ؟
خلاصه این داستان اینه که دختر و پسر
تو اصل معیار باهم تفاهم دارن ولی
تفسیر هرکدومشون از معیارها خیلی
متفاوت بود ، مثلا زن بگو بخند با پسرهای
فامیل رو بی عفتی نمیدونه ولی مرد
این کار رو بی عفتی میدونه . باید تو
معیارها و تفاسیر معیارها خیلی دقت کنید .
ب ) واقعی کردن معیارها
معیارهارو چه مادی چه معنوی باید
واقعی انتخاب کنیم ، نه آرمانی ! بعضی
از جوونا جوری درباره معیارهای همسر
خودشون حرف میزنند که آدم به جای
اینکه یاد یه همسر تصور یه استاداخلاق
میاد تو ذهنش ! مثلا میگه همسر من
باید کسی باشه که مقید به نمازشب باشه
شبهای جمعه از نصف شب تا صبح
بیدار باشه و ذکر بگه ، هرماه قرآن ختم کنه و . .
کسی همچین معیارهایی و واسه همسر
خودش انتخاب میکنه ، واقعبینانه فکر
نکرده ! اصلا جوون بیست و چندساله
میشناسید که چنین ویژگیهایی و داشته
باشه ؟ اصلا مگه کسی که این ویژگیهارو
داره حتما همسر خوبیه ؟ . ما نمیگیم
از آرمانها و ایدهآل های معنوی دست
بردارید ، میگیم باید جوری معیارهارو
انتخاب کنیم که با واقعیت آدما تناسب داشته باشه
یکی دیگه از زاویههای واقعی کردن
معیارها اینه که واقعیت خودمون و در
نظر بگیریم . اگه تو معیارهای معنوی بلند
بالا فکر میکنیم ، خودمونم در حد و اندازه
اون معیارها هستیم ؟ کسی که نمازش
یکی درمیونه روزه نمیگیره ، درسته
دنبال کسی بگرده که به این مسائل
مقیده ؟
ج ) درجهبندی معیارها متناسب با انتخاب خودتون
معیارها باید دو درجه داشته باشه ، معیارهای
درجه یک و معیارهای درجه دو . معیارهای
درجه یک معیارهاییِ که حتی اگه یکی از
اونا در طرف مقابل نبود ، به راحتی و خیلی
محکم بگیم [ نه ] و از خیر اون ازدواج
بگذریم ، مثلا طرف میگه من معیار درجه
اولم اینه که همسرم معتاد نباشه ، حالا
اگه کسی بیاد خواستگاریش که معتاده
ولی بقیه معیارهایِ اون و داره ، میگه
نه ! معیارهای درجه دو معیارهاییِ که میشه
حلش کرد ، یعنی اگه یک یا چندتا از اونا
در طرف مقابل نبود مشکلی ایجاد نمیکنه
مثلا بعضیها دوست ندارن همسرشون
تو خانواده شلوغ و پرجمعیت باشه اما
اینطوری نیست که طاقت همچین خانوادهای
رو نداشته باشه ، به این میگن معیار
درجه دو .
رفقا سلام ، دیشب مشکلی پیش
امد بحث ناتموم موند ، انشاءالله امروز
ادامه مباحث و دنبال کنید 🌱
‹ طلوع › 🇮🇷
ج ) درجهبندی معیارها متناسب با انتخاب خودتون معیارها باید دو درجه داشته باشه ، معیارهای درجه یک و
د ) توجه به هرمعیاری به اندازه ارزشش
در درجهبندی معیارها باید ارزش واقعی
اونها رو در نظر بگیریم بعضی از دخترا
و پسرا قیافه رو اونقدر ارزشمند میدونن
که جایگاه اونو از ایمان و صداقت هم
بالاتر میبرند نمیخوام بگم قیافه جز
معیارها نیست اما نباید خیلی ارزش بالایی
حسابش کرد ، باور کنید قیافه هرچقدر
هم که قشنگ باشه بعد مدتی عادی
میشه ، خوب نیست روی چیزی که بعد
از یک مدت عادی بشه اینقدر حساسیت
به خرج بدیم
تا اینجا دنبال این بودیم که معیارهایی
و برای همسر خودمون انتخاب کنیم .
معیارهایی که متناسب با اونچه که در
زندگی به دنبال اون میگردیم باشه حالا
باید ببینیم که آیا این معیارها در طرف
مقابل وجود داره یا نه ، اولین راه برای
پیدا کردن این سوال ، گفتگوی خواستگاریِ
۱ - سوالاتی با جوابهای توضیحی
سوالهای خواستگاری نباید جور باشه
که پاسخش با یک بله یا خیر تموم بشه
یعنی دختر بگه من معتقدم پسر باید
به خانواده همسرش جوری احترام بزاره
که به خانواده خودش احترام میزاره
شما هم موافقید ؟ آقا پسر بگه بله !
این سوال و جواب شمارو به هیچ نتیجهای
نمیرسونه ، جلسه خواستگاری رو نباید
با مسابقه بله یا نه اشتباه گرفت ! به
قول شاعر [ تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد ] و یا به قول
امیرالمومنین مولا علی [ انسان در زیر
زبانش پنهان است ] . بهتره سوالاتی پرسیده
بشه که جواب بخواد مثل اینکه پسر
بپرسه به نظر شما مدیریت خونه باید
چجوری باشه ؟ و دختر هم توضیح بده
۲ - تنظیم زمان گفتگو ؛
از طولانی شدن جلسات خواستگاری
نترسید یک ساعت دو ساعت یا یک
جلسه دو جلسه به اندازهای که از
طرف مقابل شناخت کافی پیدا کنید
همه حرفهاتون رو با منطق و فکر بزنید
واقعا جای تعجب داره که بعضی از
جوونا تو جلسه خواستگاری ۱۰ دقیقه
با هم صحبت میکنند و بعد میگن
همدیگرو پسندیدیم ! عجب ، کاش
برای همه چیز اینقدر راحت تصمیم
میگرفتید . . بعضی از دخترا خجالت
میکشن که به پدر و مادرشون بگن
من باید یک جلسه دیگه با این پسر
حرف بزنم خجالت نداره ! میخواید
یک زندگی شروع کنید شوخی که
نیست باید به اندازهای حرف بزنید
که بتونید روحیهها و معیارهای یکدیگر
رو برای زندگی بفهمید .