eitaa logo
باشگاهِ‌یوگایِ‌تام‌مورلی
149 دنبال‌کننده
211 عکس
62 ویدیو
1 فایل
دو دستش گشوده رو به آسمان بگفتا منم تامی قهرمان! بدون سلاح و بدون سپاه همی فتح کردم زن پادشاه!
مشاهده در ایتا
دانلود
: قضیه آب و برق مجانی چیه؟ - سلام ، ببینید اولین بحث تحریف بحث زمانش هست که قبل انقلاب نبوده که مردم رو فریب بده اتفاقا بعد از انقلاب بوده یعنی ۱۷ روز بعد از انقلاب! این یعنی مردم بخاطر آب و برق مجانی رژیم ستم شاهی رو سرنگون نکردن بخاطر ظلمش کردن. دومین بحث ، بحث مطلق بودن این امر هست که امری غلطه چرا که امام خمینی گفتند "به دولت توصیه می‌کنم هرچه زودتر مشکل آب و برق و مسکن برای طبقه ضعیف مستمند و محروم را حل کند و برای اونها آب و برق مجانی قرار بدهد" اونم تا وقتی که مشکل آب و برقشون حل بشه که می‌بینیم الان اکثر روستاها لوله کشی شدن برای آب و این چیزا نخست وزیر رو دیدیم چه کسی از آب دراومد یکسال بعدش هم که جنگ شد بعدش هم که امام فوت کردن ، سوال اینجاست چاه دلسوز چرا همچین کاری برای مردمش نکرد که انقلاب نشه؟ مگه دلسوز نبود؟ به قول امام خمینی " نفت ما را می‌گیرند و به جایش به کمک این خائن در ایران پایگاه می‌سازند " یعنی هر دو به سود خود آمریکا تموم می‌شد این بود که مردمو حرص می‌داد اقتصاد و نفوذ آمریکا رو ایران ضمنا طرف این دولت رو نمی‌گیرم و ازش دفاع نمی‌کنم چون توی اقتصاد داره تقریبا مثل رژیم ستم شاهی عمل می‌کنه.
باشگاهِ‌یوگایِ‌تام‌مورلی
#شما: قضیه آب و برق مجانی چیه؟ - سلام ، ببینید اولین بحث تحریف بحث زمانش هست که قبل انقلاب نبوده که
در ضمن لازمه یاداوری کنم زمان دولت شهید رئیسی به این فرمایش عمل شد که روی اصول و براساس صرفه جویی در مصرف هر خانه قیمت برق کاهش یا حتی رایگان میشد که دقیقا بعد ریاست جمهوری اقای پزشکیان این قاعده کلا به فراموشی سپرده شد😀
به قول معروف خیلی فرق میکنه کی رئیس جمهور باشه یکی برای کنترل بحران برق به خانواده های کم مصرف برق رایگان میده تا همه رو به کم مصرفی تشویق بکنه یکی فقط قطع و وصل میکنه اخرم از ما میپرسه باید چیکار کنیم ولی اولی بیشتر فحش میخوره و خرابکاریای دومی میوفته گردن رهبر جامعه😀
در کتاب فضایل (تألیف ابن شاذان) جلد ۱ صفحه ۶۴ آمده است: روزی عمار پسر یاسر محضر مولا امیرالمومنین علی علیه السلام رسید و متوجه خشم و تعب مولایش شد. علت را از حضرت سوال نمود. حضرت امیر علیه السلام فرمودند: از کوچه عبور می‌کردم و متوجه شدم مردی در حال دعوا با زنی هست و بر سر او فریاد می‌کشد... همین حالا سراغش برو و بگو اگر دست از این کار نکشد علی با ذوالفقار می‌آید... عمار پیغام را رساند و مرد کوتاه آمد. بعد عمار با صدایی رسا گفت: بدانید که اگر کسی بر سر زن‌ها فریاد بکشد؛ مولای من تحمل نمی‌کند و با ذوالفقار می‌آید.‌..