غم عالم فراوان است و من یک غنچه دل دارم
چسان در شیشه ساعت کنم ریگ بیابان را؟
- صائب تبریزی
اندکی ای ناله امشب بیاثر مییابمت
آنکه هر شب میشنید امشب مگر بیدار نیست
- نظیری نیشابوری
دلا بسوز که سوزِ تو کارها بِکُنَد
نیازِ نیمْشبی دفعِ صد بلا بِکُنَد
عِتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکَش
که یک کرشمه تلافیِّ صد جفا بکُند
ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمتِ جامِ جهاننما بکُند
طبیبِ عشق مسیحادَم است و مُشفِق، لیک
چو دَرد در تو نبیند که را دوا بکُند؟
تو با خدایِ خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مُدَّعی خدا بکُند
ز بختِ خفته ملولم، بُوَد که بیداری
به وقتِ فاتحهٔ صبح، یک دعا بکُند؟
بسوخت حافظ و بویی به زلفِ یار نَبُرد
مگر دِلالتِ این دولتش صبا بکُند
- حافظ
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آه ک اگر بدانم این
آخرین بار است ک میبینمت
فقط یک چیز میگفتم،
دوستت دارم…🖤
کاش وقتی چشماتونو میبندیدو غرق این صدا میشید حسرت تو دلتون نباشه.
»moe«
@farsitweets