خزان کجا، تو کجا تک درختِ من! باید
که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی..🥀
| فاضل نظری
سخنها از وفا میگفتی و جور و جفا کردی!
به ما دیدی چهها میگفتی و آخر چهها کردی؟
| حزین لاهیجی
برقِ چشم های زینب علی را یاد فاطمه انداخت. چقدر خدایا جای فاطمه در کنارم خالی است. زینب همانطور مشفقانه به علی نگاه میکرد که فاطمه به پدرش رسول الله. چقدر جای آن پدر و دختر در این دنیا خالی است! و اگر اینک زینب پیش چشمِ علی نبود و با حضورش به او آرامش نمیبخشید، علی راهی به جز صحرا در پیش نداشت و شنوندهای جز چاه را بر نمیتافت..
ـ احضاریه