eitaa logo
⋆💜 توییـتِ‌مـود ֢ 
33.6هزار دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
2هزار ویدیو
2 فایل
< بهِ‌نامِ‌خدایی‌که‌خنده‌‌هاتو‌آفرید > -شاید دلیلی برایِ مهمون شدنِ لبخند روی لب‌هات🫂` -🪻منبعِ‌توئیت‌هایِ‌بنفش‌اینجاست💜👩🏻𓏲࣪>> ' `🛍 𖤛 @Verse_ADS `🪐 𖤛 @Multiverse ' `🛫⭑ 𝗥𝗼𝗮𝗱 𝗧𝗼 35𝗸
مشاهده در ایتا
دانلود
🔥آقای حمیدی خونه بشدت اومده پایین نمیتونم صبر کنم ! طلامو رو چند بفروشم؟! جواب👇 https://eitaa.com/joinchat/3594126949C9d1e1338a7 🔥تا این تاریخ طلاتو نگهداری برنده ای👇 https://eitaa.com/joinchat/3594126949C9d1e1338a7
♨️دقت کردید تا طلا میره بالا خونه عوضشو درمیاره چندین برابر میره بالاتر !؟ تازه مالکم ناز میکنه و دیگه نمیفروشه؟!😏 واسه خرید ملک طلاتو این تاریخ بفروش👇 https://eitaa.com/joinchat/3594126949C9d1e1338a7
من ... . بعد از مرگ پدرم، همه‌چیز به من رسید؛ قدرت، ثروت... و قلبی که بعد از خیانت همسرم، برای همیشه از عشق متنفر شده بود. پدربزرگم که دختر ریزنقش و روستا، رو به اجبار به عقدم درآورد. دختری که هیچ تقصیری نداشت، اما هر زخمی که از گذشته روی دلم مونده بود، روی روحش خالی کردم. تحقیرش کردم، شکستمش، اشکش رو دیدم... اما با عشق و صبرش فقط یه چیز می‌خواست؛ اینکه دوباره به زندگی برگردم...تا روزی که بی‌صدا ناپدید شد...تموم شهر و روستا رو گشتم، شب و روز دنبالش گشتم، اما آخرِ تمام جست‌وجوها به یه سنگ قبر ختم شد..عاشقش بودم... اما وقتی فهمیدم که دیگه خیلی دیر شده بود. ماه‌ها بعد، بین اون شلوغی شهر، زنی رو دیدم که بچه در آغوشش بود...خودش بود.. تمنای من.. زنده و سرحال بود. با تمام وجود به سمتش رفتم ولی با دیدن صحنه‌ای که جلوم اتفاق افتاد...سر جام خشکم زد...😱 برای ادامه این داستان روی لینک زیر کلیک کن.👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2792359102C910983f141
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیا موجودی بگیر😂 ⊹𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 ᯤ @TweetMood