روی قبرمبنویسد که هیچکس نفهمید دَردش را
هیچکس درک نمی کرد دلِ، سَروش را
بنویسد ؛که یک عمر خدا را کم داشت
بنویسد؛که از خلقت خود،هم گِله داشت
بنویس؛که همواره غمی پنهان داشت
بنویسد؛به تقدیر خدا ایمان داشت..!
گاهیدلتنگی...
درهیچبیتینمیگنجد؛
گاهییکتصویر!!
اینچنین
دلرابهتپشوامیدارد:)
نمیدونم چه مرضیه که حتی وقتی با طرف کار واجب هم دارم، توی اعماق ناخودآگاهم دوس دارم وقتی زنگ میزنم، طرف گوشیشو جواب نده🦦💔
همه،وقتی آیی که خوبم میگن نه حالت خوب نیست،میشنوم ولی وقتی حالت بده هیچوقت متوجه نمیشن
به کسایی ام که نیاز داری نیستن پیشت!
هدایت شده از 𝑫𝒆𝒍𝒊
شده بی تاب شوی؟ تاب و توانت برود؟
سر به هر سو بکشی؟ خواب و خیالت برود؟
تاکنون شوری اشکت چشیدی ز غمش؟
بروی بر سر کویش، نیابی اثرش؟
تا کنون گشتهای از دوری او دیوانه؟
بروی از در مسجد به در میخانه؟
شده یارت برود چاره نیابی جز اشک؟