شاید گاهی وقتا ناراحتت کنم ،اعصبانیت کنم ،،حرص تو در بیارم
ولی بدون یک تار مو تو به دنیا نمیدم
پشت هم شعر نوشتم که بخوانی،خواندی؟
بغض کردم که ببینی و بمانی،ماندی؟
بهخدا شعر ترین شعر منی؟میفهمی؟
هوسانگیز ترین حس منی میفهمی؟
ببین،مندوستتدارمخب؟
وبهخاطرتحاضرمتموماون
پلهاییکهحتیخودمهمتوی
خرابکردنشوننقشینداشتم؛
دوبارهبسازم،چونمنمیدونم
حتیاگهمیلیاردهاسالبگذره
بازمنتویهرتناسخمدنبالتو
خواهمگشت؛حتیاگهگلبرگی
ازیهرزسفیدباشیچونکهتومثل
افتاببهزمستونقلبممیتابیو
حتیاونقسمتاییکهمنباور
نمیکردمحسیداشتهباشن،زنده
میکنیتوچکیدهینگاهخداتو
زندگیمنی،سادهتربخوامبگم؛
تو تمام روح منی :)💙
« هرشب به خودش میگفت فردا دیگر طاقتش تمام میشود اما فردا که میآمد باز زندگی جریان داشت...»