کنج غم هست اگر بزم طرب جایم نیست
هست خون دل اگر باده به مینایم نیست
به سراپای تو ای سرو سهی قامت من
کز تو فارغ سر مویی به سراپایم نیست
تو تماشاگه خلقی و من از باده شوق
مستم آنگونه که یارای تماشایم نیست
چه نصیبی است کز آن چشمه نوشینم هست؟
چه بلایی است کز آن قامت و بالایم نیست
گوهری نیست به بازار ادب ور نه رهی
دامن دریا چون طبع گهرزایم نیست
- رهی معیری
وِصال؛
_
'تو مرا ياد کني يا نکني،
باورت گر بشود گر نشود
حرفي نيست!
اما نفسم ميگيرد، در هوايي که نفسهاي تو نيست..'
#سهراب_سپهری
شدیدا اعتقاد دارم حرفایی که تو عصبانیت زده میشه حرفاییه که یه مدت تو دل طرف مونده بوده و به هر دلیلی نمیگفته..
برای کسی که دلش گرفته و داره از خستگی و مشکلاتش حرف میزنه شونهای باشید برای تکیه دادن، بغلی باشید برای گریه کردن، نه این که شروع کنید از بدبختیهای خودتون بگید! اون فرد هیچ احتیاجی به نصیحت و تجربههای شما نداره فقط یه بغل امن واسه گریه کردن و خالی کردن خودش میخواد.