وِصال؛
دلم یک اتفاق میخواد که بگم باورم نمیشه ولی شد 👩🦯
دلم یه نوتیف میخواد که هی بخونمش هی باورم نشه!
یاد آن شب که تو را دیدم و
گفت دلِ من با دلت از واژه عشق؛
چشم من دید
در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانهٔ عشق؛
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
_فروغ فرخزاد
زمان
کند می گذره : وقتی منتظری
تند می گذره : وقتی دیرت شده
طولانیه : وقتی بی حوصله ای
کوتاهه : وقتی خیلی شادی
زمان با توجه با اتفاقات درون تو می گذره
نه عقربه های ساعت...
شاید نرمال بنظر برسم بگم و بخندم ؛
اما عمیقا دلم میخواد همهی اکانتامو پاک کنم و جمع کنم برم یه جای دور، طوری که بعدش همه بپرسن راستی فلانی کجا غیب شد :)!
و مي داني؛
من
هميشه منتظرِکوچکترین و معمولي ترین اتفاق ها هستم
تا به تو ربطش بدهم و
دلتنگت شوم.
یکی بیاد "چاله ای بر گونه ات جانِ مرا آواره کرد
دیدن لبخند تو، قلب مرا بیچاره کرد"رو برام بفرسته الکی ذوق کنم🦦