عاقبت از عشفِ تو اهل کلیسا میشوم
میکِشم دست از مسلمانی مَسیحا میشوم
آنقَدر در کِشتی عشقت نِشینم،همچو نوح
یا به عشق میرسم یا غرق دریا میشوم : )
عاشقی جُرم قَشنگی ست مَرا دار نزن!
شده ام عاشقِ تو،عِشق مرا جار نزن
ای که از رازِ دلِ عاشق من با خَبری
عشقِ پنهانِ مرا تُهمت اِنکار نَزن!
غمگین ترین بیتی که شنیدم؟اونجا که عفیف باختری گفته:
《دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم،گریستم》
شاید باهاش قهر کنم ،شاید از دستش ناراحت شم،شاید اذیتش کنم ،شاید کاری کنم ناراحت شه.
ولی اما یک تار موشو با دنیا عضو نمیکنم 🌚🥲
در حَسرتت ماندم ولی من دوستَت دارم،هنوز
حتی اگر،هَم نشنوی،من دوستت دارم،هَنور
امشب بِجای هر دومان غَم میخورم مَحبوبِ من
امشب کنارم نیستی،من دوستت دارَم هنوز:)