دوش خود را سر به دامان تو می دیدم به خواب
کاش می مُردم چرا بیدار کردم خویش را؟!
#قاضی_سعید_قمی
ای غم! نمیدانم
روز ِرسیدن روزی ِگام ِکه خواهد بود
اما در اين کابوس ِخونآلود
در پیچ و تاب ِاین شب ِبنبست
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست!
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی، آهسته میگرید
- هوشنگابتهاج
نبودن بعضی آدم ها
شبیه بریدن دست با کاغذه است
کسی نمی فهمد ،کسی نمی بیند ،
روز و شبت را خراب میکنم
اما خودت میفهمی ، خودت می سوزی
خودت درد میکشی :)