وقتی روز تموم شد توی رخت خوابتی همه دوستاتم رفتن بخوابن و تو تنها شدی همون لحظه است که یاد خیلی چیزآ تورو به گریه میندازه..!
گوش هایم را میگیرم!
چشمهایم را میبندم!
زبانم را گاز میگیرم!
ولی حریف افکارم نمیشوم...
چقدر دردناک است فهمیدن...!
خوش بحال عروسک آویزان به آینه ماشین،
تمام پستی و بلندی های زندگیش را میرقصد!!!
کاش زندگی از آخر به اول بود
پیر بدنیا امدیم
انگاه در رخداد یک عشق؛جوان میشیدیم
سپس کودکی معصوم میشیدیم و در
نیمه شب با نوازش های مادر، ارام میمردیم:)))
رفتن بعضی ها فراموش نمیشه،خاطره هم نمیشه
نمیدونماگه یکی دیگه بره چی از این ویرانه خونه باقی میمونه
نمیدونم کی هوای بارونیش افتابی میشه
نمیدونم کی خداش مرام و معرفتی رو بجا میاره نمیگم شادی بده ولی میتونه کمتر کنه دردامون رو که؟
تازه اول زندگیِ نمیدونم تهش چی میخواد بشه
این وسط آ،ادمامن هامون یهجوری دل میشکنن یه جوری میشن درد رو دردات که دیگه کممیاری.......
ارزو هامون که هر روز ازخواب پا میشیم رسیدن بهشون سختتر و دورترمیشه!
#دلی¹