گوش هایم را میگیرم!
چشمهایم را میبندم!
زبانم را گاز میگیرم!
ولی حریف افکارم نمیشوم...
چقدر دردناک است فهمیدن...!
خوش بحال عروسک آویزان به آینه ماشین،
تمام پستی و بلندی های زندگیش را میرقصد!!!
کاش زندگی از آخر به اول بود
پیر بدنیا امدیم
انگاه در رخداد یک عشق؛جوان میشیدیم
سپس کودکی معصوم میشیدیم و در
نیمه شب با نوازش های مادر، ارام میمردیم:)))
رفتن بعضی ها فراموش نمیشه،خاطره هم نمیشه
نمیدونماگه یکی دیگه بره چی از این ویرانه خونه باقی میمونه
نمیدونم کی هوای بارونیش افتابی میشه
نمیدونم کی خداش مرام و معرفتی رو بجا میاره نمیگم شادی بده ولی میتونه کمتر کنه دردامون رو که؟
تازه اول زندگیِ نمیدونم تهش چی میخواد بشه
این وسط آ،ادمامن هامون یهجوری دل میشکنن یه جوری میشن درد رو دردات که دیگه کممیاری.......
ارزو هامون که هر روز ازخواب پا میشیم رسیدن بهشون سختتر و دورترمیشه!
#دلی¹
صدایت روی بوی بهار نارنج میلغزد،
از جنس همان می شود.
صدایت در بهار بهار است،صدایت در زمستان بهار است.
حرف بزن،
من تا ابد به صدایت گوش می دهم
تا نقطه ای شوم
در خط کاتبی که صدای تو را می نویسد..)