حق نداری به کسی دل بدهی الا من
پیش روی تو دوراه است فقط من یا من
عاشقم دست خودم نیست به هم میریزم
که تو هم با بقیه خوب شوی هم با من
لااقل عاشق من هم نشدی عاقل باش
لطفا آلوده نکن سهم منست آن دامن
اعتباری به تو و قول و قسم های تو نیست
باورت کرده ام از ساده دلی.. اما من
مثل یک شاخه طوفان زده در پاییزم
با شکوفا شدنت میروم از اینجا من
آخرش نوبت تنهایی من باتو نشد
کمتر از سقف و در و پنجره ام آیا من؟
دیر می آیی و با خاطره ها میمیرم
بی تو در دورترین منطقهی دنیا من