- بایدازسینهیمنیادتورابیرونکرد؛
کهروانیستچنینسختگرفتنبهاسیر!..
تَرکِرویلبازخندهپشیمانمکرد؛
لبگزیدم،بهدلمگفتمازاویادبگیر(:
تشنهام امشب , اگر باز خیال لب تو
خواب نفرستد و از راه سرابم نبرد
کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب
شبنم زلف ترا نوشم و خوابم نبرد
دربارهاش با کسی حرف نزدم ولی ریزش موهام دو برابر شد، از گریه زیاد زیر چشمهام گود شد، معده دردم به نسبت قبل چند برابر شد، لاغر شدم، لرزش دست گرفتم، ساکت شدم، دربارهاش حرف نزدم اما از درون دارم تیکه تیکه میشم، ولی خب آخرش یا من تموم میشم یا این غم، غیر اینه؟🥲💔