نشست و با صدای بلند
برای تمام اتفاقات سخت و غمانگیز زندگیاش گریه کرد،
و بعد از آن گریهی طولانی احساس کرد که به آدم دیگری تبدیل شده است...
تو تنها کسی هستی که این روزا بخاطرش
گوشیمو چکمیکنم
وگرنه انقدر کمحوصله شدم
اصلا نیستم موبایلو.
دوست دارم کل روز باهات حرف بزنم و ازمشکلاتم بهت بگم،ولی ای کاش حس مزاحم بودن رو نداشتم،من خیلی تنهام،خستم!
من بقیه رو با قسمت سیاهشون دوست داشتم و دیوار دفاعیشون شکوندم برا ارتباط اما..
تا نوبت من شد یهو همه رفتن!
ولی من وقتی حالم خوب نیست اگرم بخوام بگم حالم خوب نیست زبونم همراهی نمیکنه و کلمه حالم خوب نیست رو نمیتونه بگه و با کلمهی کوتاه مثل خوبم کارو تمام میکنه 👩🦯