حافظآ دیدی که کَنعانِ دِلَم بی مآه شُد
عآقبت با اشک و غَم کوهِ اُمید کآه شد
گُفته بودی یوسف گُمگشته باز آیَد ولی
یوسفِ مَن تا قیامت هَمنشین چاه شُد...
درسته خیلی از دیدارمون نگذشته ولی من الان بیشتر از همیشه دلم واست تنگ شده .
کاش میشد زمانو نگه داشت 🙂🥲
1403/7/4
منبراییکباردیدنت
حاضرمهزارباربمیرم
کاششبیبهخوابمبیایی
ومندرآنخواببمیرم!