گاهی وقتا زندگی یه جوری میشه که انگار همه چی دست به دست هم دادن تا دلتو بشکنن، تا ناامید شی، تا بگی "دیگه نمیتونم"... ولی اونجاست که امید باید بیاد وسط، درست وسط دل شکستت.
امید یعنی بدونی حتی اگر هزار بار زمین بخوری، باز هم میتونی بلند شی... شاید با زانوهای زخمی، شاید با چشمای اشکی، ولی با دلی که هنوز میتپه، هنوز میجنگه.
امید داشتن یعنی وقتی همه میگن "نمیشه"، تو آروم لبخند بزنی و توی دلت بگی "من میدونم که میشه".
یعنی وقتی دنیا برات تاریک شده، تو هنوز دنبال یه نور کوچیک بگردی، حتی اگه فقط یه شمع باشه...
امید همون چیزیه که باعث میشه شبها با دلشکسته بخوابی ولی صبح، با یه نفس عمیق، دوباره زندگی رو شروع کنی.
باعث میشه به آیندهای فکر کنی که شاید هنوز نرسیده، ولی تو براش میجنگی. باعث میشه حتی اگه صد بار دلت شکست، صد و یکمین بار با دلِ تازهتر دوست داشته باشی، بخندی، قدم بزنی، رویا ببینی.
آره... امید داشتن گاهی فقط یه جملهست:
"من هنوز تموم نشدم."
و همین یه جمله، میتونه معجزه کنه.
پس هیچوقت، حتی برای یه لحظه، از امید دست نکش... چون ممکنه درست همون لحظهای که فکر میکنی تهِ راهه، شروع یه مسیر تازه باشه... یه مسیر قشنگ که سالها منتظرش بودی.
' امیدوارم خدا برات بخواد؛
همون چیزی رو که با داشتنش چشمات از ذوق پر از اشک میشن'
شبت بخیر🌱🥲
فکر نکنی تو این فاصله و دوری فراموشت میکنم
نه عزیزم من هنوز شبا قبل خواب باید عکساتو ببینم تا خواب برم:)👩🦯
"مراقب خودت باش"
یعنی نمیر
یعنی دوستت دارم
یعنی دلم نمیخواد برات اتفاقی بیفته
یعنی دستم کوتاهه
یعنی کاشکی کاری از دستم برمیومد
یعنی حاضرم برای من اتفاقی بیفته اما برای تو نه.
قسمت می دهم از نقطه ی پایان برگرد
نا رفیقی نکن ای دوست تر از جان برگرد
روزِ من: شب، شبِ من: غصه و ماتم شده است
شوق و انگیزه و آرامش و سامان برگرد
شور و شوق دل من!رفتن تو پیرم کرد
شده ام مرکز زجرآور بحران برگرد
شعله ی رفتن تو،خرمنِ فردای مرا؛
زده آتش،شده ام خسته و ویران برگرد
رفته از پنجره ی عشق! مردد شده ای؟
شک نکن جان خودت از درِ ایمان برگرد
درد دوری تو بدجور زمینم زده است
من مریض توام ای چاره و درمان برگرد
لعنتی!عمق ابَر فاجعه را می فهمی؟
تا نکشته ست مرا ماتمِ هجران برگرد
چه کسی مثل من آواره و دیوانه ی توست؟
می شوی آخر این راه، پشیمان... برگرد
من نباشم چه کسی چشم تو را شعر کند؟
ماه زیبای دلم! گوهر تابان برگرد
شده ای سوژه ی اشعار کدامین شاعر؟
شاه بیت غزل من! نشو مهمان برگرد
بی تو هر منظره ای زشت و پر از ایراد است
راز زیبایی پاییز و بهاران برگرد
لیلیِ قصه ی من!علت دلدادگی ام
مثل مجنون زده ام سر به بیابان برگرد
گفته بودی: به خدا هرچه شود می مانم
ای هوای نفسم! حضرت جانان برگرد
گلشن عشق من از دوری تو خشکیده ست
مثل بی تابی یک رود خروشان برگرد
صحبت از حرمت عشق است، نه احساس خودم
تا پس از ما نشود عشق،پریشان؛ برگرد
ظاهرا کودک وجدان تو راحت خوابید
تو ندیدی که شدم درهم و داغان؟ برگرد
محض من،محض خدا،محض همه خاطره ها
من به قربان تو بانو به هر عنوان برگرد
گفته ام هرچه که آمد به سرم؛ خوددانی
حضرت زلزله در صورت امکان برگرد
#حمیدرضا_گلشن