هدایت شده از کمیتنهاتر..🇮🇷!
در انتظار آمدنت چشم به ناممکن ترین احتمال حضورت دوخته ام بیا تا بار دیگر به معجزه ایمان بیاورم
هدایت شده از دُختَرِمآه²
دلتنگی دقیقا همچین چیزی
اونقدر دلت میسوزه قلب درد میکنه
اونقدر دلت تنگ میشه تنگ خاطره ها تنگ صداش تنگ وجودش
اونقدر ای کاش ها داری برای گفتن
ولی دیگه چه فایده:)؟
دلتنگی دقیقا همینه یه حسرت بزرگ!
و تو هنوزم امیدواری که برمیگرده یه روزی از روز ها. . حتما!
شاید اگه یه فصل دیگه ای بود
شاید اگه برگا صدا نمیداد
صدای قلبمو نمیشنیدی
عشق به ما اینجوری پا نمیداد
من که میگم درختا عاشق شدن
زردی برگا و هوا بهانه است
فرقی نداره تو بهار یا پاییز
چتر یه اختراع احمقانه است
بهار امسالو قدم میزنم
تموم شهر وکوچه هاشو با تو
خیابونا بلنده خسته میشی
از کمدت درآر کتونیاتو
قراره باز بخندی کورم کنه
برق سفید خنده مرمریت
قراره باز دوباره بعد بارون
عینکمو پاک کنی با پیرهنت
یکی باید باشه شبا نذاره
غصه وتنهایی مزاحمت شه
یکی باید باشه برات بیاره
مسکناتو اگه لازمت شه
یکی باید باشه که وقت خوابت
موهای نسکافه ایتو بو کنه
بلد باشه دست بکشه رو پلکات
بلد باشه چشماتو جادو کنه
گفتنیا رو گفتم و شنیدی
حالا خودت بشین حساب کتاب کن
اگه یه روزی غم اومد سراغت
رو قلب ساده منم حساب کن
این اولین پاییزه که دارمت
خیابونا قراره زیبا بشه
باید یه پالتو بخرم تو جیبش
دستای کوچیک توام جا بشه
هدایت شده از میها
یه بزرگی میگفت: عاشق شدن
که مهم نیست،اینکه تا آخر عمر
عاشق بمونی و عاشق بمیری مهمه
عشق به قربون صدقه های اولش نیست
به وایسادنای آخرشه....
عشق یعنی در خیالت دلبری پیدا شود
توی بیداری و رویا در نگاهت جا شود
عشق یعنی شعر سیراب است از جامِ قلم
قطره قطره با غزل یا مثنوی دریا شود
عشق یعنی مثنوی یا هر غزل از چشم تو
تلخ و شیرین مثلِ مجنون در پیِ لیلا شود
عشق یعنی با دلی پر زیر باران میروی
وقتِ برگشتن سبک بال و دلت زیبا شود
عشق یعنی چون شقایق قلب را رنگین کنی
یا که قلبِ مردهات با یاد او احیا شود
عشق یعنی التماس و خواهش اما پر غرور
تا بیاید ، در کنارش عقدهی دل وا شود
عشق یعنی قاصدک با یک بغل اخبارِ خوش
مژدهاش را بشنود دل ، واله و والا شود
عشق یعنی سر به سر دربالشی شب تا سحر
دل در آغوشِ خیالش غرق در رویا شود
عشق یعنی بوسهی ممنوعه چیدن از لبی
باید از این بوسه هر شب مست تا فردا شود