هدایت شده از میها
یه بزرگی میگفت: عاشق شدن
که مهم نیست،اینکه تا آخر عمر
عاشق بمونی و عاشق بمیری مهمه
عشق به قربون صدقه های اولش نیست
به وایسادنای آخرشه....
عشق یعنی در خیالت دلبری پیدا شود
توی بیداری و رویا در نگاهت جا شود
عشق یعنی شعر سیراب است از جامِ قلم
قطره قطره با غزل یا مثنوی دریا شود
عشق یعنی مثنوی یا هر غزل از چشم تو
تلخ و شیرین مثلِ مجنون در پیِ لیلا شود
عشق یعنی با دلی پر زیر باران میروی
وقتِ برگشتن سبک بال و دلت زیبا شود
عشق یعنی چون شقایق قلب را رنگین کنی
یا که قلبِ مردهات با یاد او احیا شود
عشق یعنی التماس و خواهش اما پر غرور
تا بیاید ، در کنارش عقدهی دل وا شود
عشق یعنی قاصدک با یک بغل اخبارِ خوش
مژدهاش را بشنود دل ، واله و والا شود
عشق یعنی سر به سر دربالشی شب تا سحر
دل در آغوشِ خیالش غرق در رویا شود
عشق یعنی بوسهی ممنوعه چیدن از لبی
باید از این بوسه هر شب مست تا فردا شود