چشمانش آغاز زیستن بود
آبی نبود اما
امواج خروشان بود که مرا در خود غرق می کرد،
کار از دست و پا زدن گذشته بود
چشمانش شروع انسانیت بود!
و قبله ام را نشانه گرفته
کسی چ میداند
شاید دلیل آفرینشم
چشم هایت بود .
تو رفتی و من هنوز در تصورم،
دستی به گیسوانت میکشم
و مینگرم به آن چشمانی که
مرا غرق بهشتی از جنس تو میکند
پلکی میزنم و ناگهان محو میشوی
و باز هم این سکوت ادامه میابد...!
هدایت شده از - کافـصاد .
-
اینقدری ،
که الان داره صدای ترقه میاد ؛
چهارشنبه
سوری ، نمیاومد بمولا . 💀💚 .
-
هدایت شده از - کافـصاد .
-
فعک کنم ؛ ساعت 9 باید
یه
سری ، پـُماد سوختگی بدیم
به
بعضیا . 💀🕶 .
-
تو را زندگی میکنم بی اراده !
چون تپش های قلبم
چون هردم و بازدمم
جون بی هوا پلک زدنم
تورا لمس میکنم بی آنکه در کنارم حضور داشته باشی،
با تو زندگی میکنم که وجود مایل ها فاصله
تورا نفس میکشم در خلا ای که عطر تو در آن معطر نیست!!!
گرمای دلت مرا گرم می کند
بی آنکه تو حضور داشته باشی!
ما یه فامیل داشتیم هر بار ک مارو میدید میگفت : دفعهٔ بعد ک همو ببینیم این حکومت نیست...
الان خودش نیست بنده خدا..😔🦦
فریاد بکش عشقت را بگذار همه بفهمند
زندگی چندی بس است !
کوتاه
در نگاهش غرق شو
درست همان لحظه ای که سکوت بینتان
عطش جنونتان را شعله ور میکند فریادش کن
بگذار همه بفهمند تو دیوانه اویی
میخواهی اش
بخدا این دیوانگی به عاقلی می ارزد
رفیق دیوانگی کن که
زندگی چندی کوتاه است ..